X
تبلیغات
" برنامه ریزی شهری " - شهرهاي جديد :


" برنامه ریزی شهری "

دانشجویان کارشناسی ارشد برنامه ریزی شهری

 

                              شهرهاي جديد

به عنوان بخشي از مداخلات دولت در شهرنشيني

 

مقدمه:

   بر اساس تحقيقات به عمل آمده توسط سازمان ملل متحد، در هر ثانيه سه نفر و روزانه حدود 250 هزار نفر به جمعيت جهان افزوده مي‌شود كه خود عاملي بر افزايش شهرنشيني است. بر پايه همين تحقيقات، حدود 95% رشد جمعيت در كشورهاي رو به توسعه اتفاق مي‌افتد كه كشور ايران جزئي از اين كشورهاست. در ايران همراه با نفوذ استعمار و از سال 1300 به بعد شهرنشيني و شهرسازي توسط دولت وارد مرحله تازه‌اي شد. اما آغاز دگرگوني‌هاي شديد و تاثيرپذيري از رشد سرمايه‌داري را مي‌توان از اوايل حكومت پهلوي دانست، چرا كه در زمان حكومت قاجار، سرمايه‌داري نتوانست آن طور كه مي‌خواست بر اقتصاد و جامعة ايران حاكم شود.

   به‌ طور كلي تجربه ايران در ايجاد شهرهاي جديد در دو مقطع زماني قبل و بعد از انقلاب و در دو زمينة شهرهاي مسكوني و مرتبط با واحدهاي صنعتي و نفتي (قبل از انقلاب) و حركت جديد برنامه‌ريزي و طراحي شهرهاي جديد (بعد از انقلاب) قابل بررسي است. اما برنامه‌ريزي و طراحي شهرهاي جديد يك فرايند بوده و اجزاي آن به مثابه عواملي در يك جريان و سيستم پويا در حال تاثير و تاثر هستند. عدم توجه به هر عاملي مي‌تواند بر عواملي ديگر تاثير گذاشته و كل طرح‌ها، برنامه‌ها، تصميم‌ها و تبلور عملي آن‌ها را با مشكل مواجه سازد. نقش مردم يكي از مهم‌ترين آن‌هاست كه غالبا به شكل عمدي يا سهوي به دليل دارا بودن ماهيت غير فيزيكي از نظر طراحان و تصميم گيرندگان پنهان مي‌ماند و به نقش دولت و بخش عمومي در اين خصوص بيشتر توجه شده است. مناسب آن است كه به مساله نقش مردم، آن هم به طور آشكار همان اندازه بها داده شود كه به مسائل كالبدي، معماري و ... بها داده مي‌شود و اين وظيفه‌اي است كه دولت مي‌تواند در كنار ساير وظايف بدان بپردازد. در اين مقاله ابتدا مباني تئوريك و سپس گونه‌هاي شهر جديد و مداخلات دولت در ايجاد و ساماندهي شهرهاي جديد بررسي مي‌شود.

 مباني تئوريك

   در دوره‌هاي مختلف تاريخي، در اقصي نقاط دنيا شهرهايي با «اهداف مختلف» احداث شده‌اند كه آنها را مي‌توان شهرهاي جديد1 ناميد. در اين باره فلاسفه يونان طي سالها، وضعيت زندگي انسان را نقد و بررسي كرده و شهرهاي آرماني خود را پيشنهاد كرده‌اند. ارسطو و افلاطون درباره شهرهاي جديد از خود اتكايي و اندازه بهينه جمعيت سخن گفته‌اند. در دوره رنسانس، طراحي شهرهاي جديد تخيلي شواهدي از ذكاوت و توانايي بشر محسوب مي‌شد. (Golany, 1979:1) پس از انقلاب صنعتي در اين باره دو نظريه اصلاح گرايي[2] و آرمان گرايي[3] مطرح شد. اصلاح گرايان ساماندهي فضايي شهرها را در چارچوب ديدگاه فن شناختي مي‌دانند و كليت آن را نفي نمي‌كنند و معتقدند كه بهسازي و نوسازي شهرها از درون آنها انجام گيرد. آرمان گرايان معتقد به ايجاد شهرهاي تخيلي در برابر شهرهاي صنعتي هستند.

   بدين ترتيب طرح شهرهاي جديد ناشي از نظريه‌هاي گوناگوني است كه ابنزر هاورد1 نظريه پرداز اصلي آن است. هاورد نظريه‌اش را با الهام از افكار تخيل گرايان مطرح كرد. هاورد نظريه باغ‌شهر2 را گزينه‌اي براي رويارويي با رشد جمعيت شهرهاي بزرگ، ساماندهي و توزيع فضايي جمعيت و صنعت مي‌دانست. او هدف از ايجاد طرح باغ‌شهرها را ساختار عملكردي، بهينه ساختن اندازه جمعيت و مساحت، اشتغال و خود اتكايي، استقرار كمربند سبز، تراكم بهينه و مالكيت عمومي زمين عنوان كرده و دو نمونه از طرح باغ‌شهرها را تازمان حيات خويش (1928) به مرحله عمل در آورد (Girardet, 1992:55) در نتيجة روياهاي انقلابي تخيل گرايان و ايده‌هاي اصلاح گرايي‌ها وارد و تطابق آن‌ها با سياست‌هاي برنامه‌ريزي ملي در بريتانيا و همچنين در كشورهاي ديگر، مفهوم شهر جديد به مثابه يك فرصت ليبراليستي براي اعمال اصلاحات و ارائه شيوه‌اي بهتر براي زندگي شهري به وجود آمد.

   نظريه شهر صنعتي گارنيه از نمونه‌هاي ديگر است كه در سال 1919 در شهر ليون فرانسه در مقياس كوچك اجرا شد. گارنيه شيفتة شكل معماري يك شهر قرن بيستمي بود كه بتواند جوابگوي نيازمندي‌هاي ناشي از پيشرفت‌هاي اجتماعي و فني باشد. كلرنس پري در سال 1923 نظريه واحد همسايگي را مطرح كرد. اين نظريه منشأ اثري شد تا هنري ريت و كلارنس اشتاين به تبعيت از پري شهر جديد ردبرن را در نيوجرسي آمريكا احداث نمايند(ابراهيم‌ز‌اده و نگهبان مروي، 158:1383) تجارب به دست آمده از شهر ردبرن، ايده تعميم اين طرح در شهرهاي جديد را مورد توجه مسئولان و دستگاه‌هاي دست اندركار كه سياست‌گذاران اصلي در زمينه توسعه شهري مي‌باشند قرارداد و به تدريج با تغيير قوانين يك برنامه‌ريزي كامل و جامع در اين زمينه بوجود آمد (اسفندياري، 88:1373)

   شهرهاي جديد پس از جنگ جهاني دوم الگويي براي كمك به حل مشكلات اجتماعي، اقتصادي و محيطي شهرهاي بزرگ بودند. اين الگو، توزيع جمعيت و اشتغال را در كل فضاي سرزمين ارائه داد، بدين ترتيب ايده شهر جديد با ابزار توسعه ناحيه‌اي به سرعت در سراسر جهان گسترش يافت. اين نظريه نه فقط در كشورهايي كه به سرعت شهرنشين شدند، بلكه براي ايجاد قطب‌هاي رشد، ساماندهي فضايي، جذب سرريزهاي جمعيتي، كنترل رشد مادرشهرها، انتقال مراكز سياسي- اداري، عدم تخريب زمين‌هاي كشاورزي، توسعه نواحي عقب مانده، تجديد ساخت شهرهاي تخريب شده، يكپارچه سازي روستاها، ايجاد فضاي مناسب براي اسكان كارگران بخش صنعت، تمركززدايي، جلوگيري از رشد پايتخت‌ها، هويت علمي و توزيع فضايي صنعت و جمعيت نيز به كار گرفته شد.

   در ايران رشد شتابان شهرنشيني در سه دهه گذشته با توان تجهيز فضاهاي شهري و گسترش زير ساخت‌ها متناسب نبود و مشاغل مولد مورد نياز را ايجاد نكرد. از آنجا كه توزيع فضاهاي شهرها و كنترل شده در چهارچوب يك برنامه جامع كه مبتني بر هماهنگي‌هاي بخشي و ناحيه‌اي باشد صورت نگرفته است، مشكلات ناشي از رشد شتابان جمعيت شهرنشين ابعاد پيچيده‌اي يافته است، در نتيجه، مشكلاتي نظير گراني مسكن، بيكاري و اسكان غير رسمي به شديدترين شكل ممكن در سيماي جامعه شهري كشور ظاهر شده است كه رفع آنها مستلزم تلاش همه جانبه و برنامه‌ريزي شده است.

   رشد شهرنشيني در ايران را مي‌‌توان با نظريه رشد اقتصادي رستو (جامعه سنتي، انتقالي، خيز، بلوغ و مصرف انبوه) مقايسه كرد، يعني دوره 1330-1300 كه اقتصاد سنتي شكسته مي‌شود (جامعه سنتي) و سرمايه داري وابسته از طريق صنعت نفت و روابط پولي رسوخ مي كند (دوره انتقالي). شهر در دوره سنتي بيشتر كاركرد سياسي و ارتباط دارد.

   ايران پس از دوره انتقالي در مرحله خيز (57-1340)، به سرمايه داري جهاني مي‌پيوندد و براي انجام اين امر زيربناهاي لازم جهت استقرار كامل سرمايه‌داري ايجاد مي‌شود تا به دوره بلوغ برسد. در دوره خيز علاوه بر كاركرد موجود شهرها، به كاركرد صنعتي به طور وسيعي نيز افزوده مي‌شود (اطهاري،1368:106). رشد شهر نشيني در ايران در دوره خيز به علت رابطه شديد مركز- پيرامون1 و توسعه برون زا2 كه ناشي از دلارهاي نفتي و راهبردهاي جايگزيني واردات بود، موجب تقويت نظام تك شهري ابرشهر تهران و مادرشهرهاي ناحيه‌اي مي‌شود، در نتيجه شهرهاي پيراموني از امكانات و جمعيت تهي مي‌ماند كه نتيجه آن تمركز شديد جمعيت و سرمايه در كلان‌شهر تهران و مادرشهر ناحيه‌اي (مشهد، اصفهان، شيراز و تبريز) مستقل از توسعه شهر بالادست خود، يعني تهران و نيز شهرهاي پايين دست توسعه مي‌يابند و بدين ترتيب با تشديد شكستگي نظام سلسله مراتب شهري، به سوي قطبي شدن مي‌روند.

   درباره جايگاه و نقش شهرهاي جديد در روند و نظام شهرنشيني ايران چهار دوره كاملا متمايز را مي‌توان بررسي كرد: 1) در فاصله بين دو جنگ جهاني يا مرحله انتقالي، شهرهاي جديد در ايران بدون راهبردي مشخص و مبتني بر كاركردهاي عمده و بر پايه يك هسته اوليه روستايي تكوين مي‌يابد (زاهدان و نوشهر) كه در حال حاضر پر رونق، موفق و به عنوان يك شهر تلقي مي‌شوند، 2) در دوره جنگ جهاني دوم تا اواسط دهه 1340، شهرهاي جديد بدون راهبرد مشخص و بر پايه يك هسته شهري و مبتني بر عملكرد تكه پايه‌اي و خوابگاهي و براي توسعه صنعت نفت و ساير رشته‌هاي صنعت شكل مي‌گيرند، 3) از اواسط دهه 1340 تا سال 1357 كه از آن به نام دوره خيز مي‌توان ياد كرد شهرهاي جديد با راهبرد بهره‌برداري از منابع طبيعي و بدون وجود يك هسته اوليه شكل مي‌گيرند كه نقش عمده آنها توسعه ناحيه‌اي، ارائه مسكن و سوداگري زمين بوده است، 4) پس از پيروزي انقلاب اسلامي بر پايه راهبرد پالايش و ساماندهي فضايي مادرشهرهاي ناحيه‌اي و ابرشهر تهران و توزيع رشد متعادل اقتصادي- اجتماعي، 28 شهر جديد اقماري به شكل مصوب و غير مصوب بدون هسته اوليه و با نقش اسكان بهينه و جذب سريزهاي جمعيتي مناطق با پيش‌بيني شش ميليون نفر جمعيت تا سال 1395 طراحي مي‌شوند.

 

   اكنون كه سالها از احداث اين شهرها مي‌گذرد و هدف از احداث آنها بررسي مي‌شود، مشخص مي‌گردد كه اين شهرها مسائل بسياري را در مراحل اوليه و شكل‌گيري و نيز نظام اسكان كشور پديد آورده‌اند.

   مطابق آخرين آمار شركت عمران شهرهاي جديد ايران در سال 1381، از تعداد 18 شهر جديد جمعيت بسيار كمي در حال حاضر در شهرهاي جديد اسكان يافته و برخي از اين شهرها بدون جمعيت هستند. از پنج شهر جديد اطراف تهران، لتيان هنوز جمعيت پذير نيست. در شهر جديد بهارستان 50 هزار نفر جمعيت اسكان يافته است كه اين شهر شرايط بهتري نسبت به بقيه شهرهاي جديد ايران دارد. در شهرهاي جديد علوي، رامين، امشار، طيس جمعيتي اسكان نيافته است. در مجموع در شهرهاي جديد ايران تا سال 1381 حدود 150340 نفر جمعيت اسكان يافته است. برابر برنامه‌ريزي‌هاي انجام ده و همچنين تجديد نظرها حدود
 000/931/2 نفر جمعيت پذيري كارهاي لازم انجام نشده گرچه ساخت و سازهايي انجام شده است. در شهرهاي جديد لتيان، رامشار، رامين و طيس هيچ‌گونه واحد مسكوني احداث نشده يا در دست احداث نيست كه اين مسأله مبين عدم موفقيت دولت در برنامه‌ريزي شهرهاي جديد در ايران است.

 

بيان مسئله تحقيق

   ريشه تاريخي برنامه‌ريزي‌ها و طراحي‌هاي شهري در ايران را مي‌توان در تصميمات بخش عمومي يا دولت جستجو نمود. در طي 4 دهة اخير شهرنشيني و شهرگرايي از رشدي شتابان برخوردار بوده و مردم با حركت خود و جابجايي براي يافتن كار و مكان مناسب نقش خود را به عنوان متقاضيان مسكن زيرساخت‌ها و خدمات شهري بيان كرده‌اند. مردم در نقش متقاضيان كار، مسكن و ... به دنبال فضاي مناسب مي‌گردند، برنامه‌ريزان، طراحان شهري و تصميم‌گيرندگان اولين قدم را در كمك به مردم بر مي‌دارند. وقتي طراحان و تصميم گيرندگان به ساماندهي شهر جديد مي‌پردازند، تصور انديشمندانه و منطقي اين است كه مردم راضي بوده و هماهنگ و همخوان با نمودهاي فيزيكي، اجتماعي و اقتصادي اين فرايند عمل كنند، اما عكس‌العمل عمومي در شيوه‌هاي بهره‌برداري، حفظ و نگهداري آنها اندك و ضعيف است. در مواقع زيادي مردم شيوه‌هاي اجرايي و نمودهاي طراحي را قبول ندارند و وقتي بين عرصه‌هاي سنتي و جديد مجتمع‌هاي زيستي مقايسه مي‌شود تعلق خاطر ساكنان در محله‌هاي جديد كمتر از ساكنان محله‌هاي قديم به حوزة سكونت‌شان است، به‌عبارتي مردم تمايلي به زيست در شهرهاي جديد ندارند، نارضايتي مردم به زيست در مجتمع‌هاي زيستي جديد به گونه‌هاي مختلفي ظاهر مي‌شود كه از زواياي مختلف در عرصه مجتمع‌هاي زيستي جديد مشاهده مي‌شود:

1- عدم استقبال جهت سكونت

2- بي تفاوتي در مقابل حفظ و نگهداري زيرساخت‌ها و سالم نگه‌داشتن محيط اطراف خود. تخريب كيوسك تلفن، تيرهاي برق، جداول خيابان‌ها، كثيف نمودن ديوارها، ميادين، پارك‌ها و ... از جمله اين بي تفاوتي‌هاست

3- بي تفاوتي يا ضعف احساس مسئوليت در برابر نحوة استفاده از خدمات زيرساختي نظير آب، برق، تلفن و ...

   ضعف در حفظ و نگهداري و عدم رغبت به سكونت در شهرهاي جديد موضوعي نيست كه دولت بتواند با هزينه گزاف مرتفع نمايد، مشكل اصلي عدم تعامل دولت (به‌عنوان تصميم‌گير و تصميم ساز در ايجاد شهرهاي جديد) و مردم (به‌عنوان بخش مصرف‌كننده خدمات و زيرساخت‌هاي شهري) است كه مردم جايگاه واقعي و درستي در ايجاد و ساماندهي شهرها ندارند. آنها به جاي اين كه با ميل و رغبت به سكونت در شهرهاي جديد بپردازند و يا ساكنين به جاي اينكه سازنده زيرساخت‌هاي موثر در محيط‌هاي حوزة سكونت خود باشند، مستقيم يا غيرمستقيم در تخريب آن كوشا بوده يا در مقابل تحول آن بي‌تفاوت مي‌باشند. ريشة مساله اين است كه روابط موجود بين بخش دولتي و مردم از تصور برنامه‌ريزي و طراحي بايد تغيير كند. به عبارت ديگر، مردم بايد جاي واقعي خود را پيدا كنند. آنان بهتر است و مي‌توانند با مشاركت وسيع در سامان فضايي مجتمع‌هاي زيستي جديد، نقش خود را از مصرف‌كننده به توليد‌كننده تغيير دهند.

 

گونه‌شناسي و طبقه‌بندي شهرهاي جديد در ايران

   شهرهاي جديد را مي‌توان بر حسب وسعت، فاصله، جمعيت، نوع و سطح فعاليت اقتصادي به دو نوع طبقه‌بندي نمود.

   نخست از جنبه شكلي / عملكردي كه به شهرهاي جديد مستقل، شهرهاي جديد اقماري و شهرهاي جديد پيوسته قابل تقسيم است.

   دوم از جنبه ايجاد عملكرد خاص براي شهر جديد است كه به شهرهاي جديد مهاجرنشين، شهرهاي جديد سرريز پذير، پايتخت‌هاي جديد و شهرهاي جديد صنعتي قابل تقسيم است.

 

گونه‌بندي شكلي / عملكردي شهرهاي جديد

   الف ـ شهرهاي جديد مستقل

   شهرهاي جديد مستقل، اجتماع‌هاي برنامه‌ريزي شده‌اي هستند كه با اهداف بهره‌برداري از منابع طبيعي، انتقال مزاياي قطب رشد به نواحي عقب مانده، صنعتي كردن منابع مستعد، تقويت نواحي صنعتي و تغيير ساخت سياسي و خدماتي نواحي و كل كشور ايجاد مي‌شوند؛ زيرا هدف از ايجاد شهرهاي جديد مستقل رد اصل ناشي از «سياست تمركز زدايي» ملي و ناحيه‌اي و تعادل بخشي به نواحي مختلف كشور است؛
(ماليس، 14:1353)

   مسأله فاصله شهرهاي جديد مستقل از نزديك‌ترين شهر به عواملي مانند وسعت كشور، جمعيت و توزيع فضايي آن، ويژگي‌ها و سياست‌هاي حاكم بر نحوه سرمايه‌گذاري ملي ارتباط دارد. با بررسي تجارب كشورهاي مختلف مدل خاصي براي تعيين فاصله شهرهاي جديد از مادر شهر به دست نيامده است.

   شهرهاي جديد مستقل معايب و محاسني دارند كه در زير به نمونه‌هايي از معايب آنها اشاره مي‌شود:

1- اين شهرها بيشتر در نواحي كمتر توسعه‌يافته و در زميني بكر بنا مي‌شوند، بنابراين در مقايسه با دو الگوي ديگر شهرهاي جديد چون از تأسيسات و تجهيزات شهري كمتري بهره‌مند مي‌شوند، هزينه‌هاي گزافي را ايجاد مي‌كنند.

2- محيط اين‌گونه شهرها به دليل انزواي جغرافيايي از نظر رواني و اجتماعي، محيطي كم جاذبه و فاقد زمينه‌هاي لازم براي ايجاد زندگي پرشور و شوق است. (ماليس، 1353: 17-16)

3- اين‌گونه شهرها در ايجاد اشتغال و جذب جمعيت‌هاي ناحيه‌اي موفق نيستند.

4- اين‌گونه شهرها اقتصادي تك پايه‌اي دارند و به همين سبب نسبت به تحولات اقتصادي و رونق و ركود ناحيه‌اي و ملي حساس و آسيب پذير هستند. (Galantay, 1975: 39)

  ب ـ شهرهاي جديد اقماري

   شهرهاي جديد اقماري، اجتماع‌هاي برنامه‌ريزي شده‌اي در درون حوزه كلان‌شهرها هستند كه با شهر مركزي پيوندهاي عملكردي مستحكمي را حفظ مي‌كنند. به همين سبب وجود ارتباطات مناسب امري حياتي است و زمان جابجايي نبايد از 30 تا 45 دقيقه تجاوز كند. (Liyod, 1969:10) وسعت اين شهرها بين 400 تا 6 هزار هكتار و بيشتر است. شهرهاي جديد اقماري از نظر شكل، تراكم و شيوه زندگي اصولاً تداوم الگوي سكونتي حومه نشيني به شمار مي‌روند. تراكم خالص اين سكونت‌گاهها بين 12 تا 37 نفر در هكتار است. در اين شهرها نياز به ايجاد توازن در تأمين مشاغل نيست؛ زيرا اين شهرها از بازار كار كلان‌شهر بهره‌مند مي‌شوند و نيز از نظر خدمات عمده به مغازه‌ها، تخصص‌هاي ويژه و تسهيلات فرهنگي و تفريحي همواره به شهر مركزي وابسته باقي مي‌مانند. (Doxiadis,1965:10)

   اصول حاكم بر شهرهاي جديد اقماري تراكم‌زدايي است؛ بنابراين اصل، هر نقطه شهري اندازه بهينه‌اي دارد كه براي حفظ آن، اشتغال اضافي شهر بزرگ به جوامع جديد منتقل مي‌شود تا تمركز شهر بزرگ كاهش يابد و رشد آن مهار گردد. عموماً شهرهاي جديد اقماري كه براي جذب جمعيت اضافي طراحي مي‌شوند، شهرهاي خوابگاهي مي‌نامند؛ ولي اين شهرها غالباً نه فقط مسكن، بلكه تا حدودي اشتغال ساكنان خود را نيز تأمين مي‌كنند. در شهرهاي جديد اقماري امكانات گسترده‌اي براي جذب نيروي كار حتي از شهر بزرگ وجود دارد و با وجود وابستگي به مادر شهر، تا حدودي مستقل هستند، اما شهركهاي حومه‌اي بيشتر تأمين كننده نيروي كار براي شهرهاي بزرگتر هستند. هر چند كه نظريه رسمي ايجاد شهرهاي جديد اقماري را اولين بار لئوناردو داوينچي براي جلوگيري از ازدياد جمعيت شهر ميلان مطرح كرد، اما نظريه ايجاد چنين شهرهايي را در سال 1898 هاورد با عنوان باغشهرها ارائه داده بود. (وزارت مسكن و شهرسازي، بي تا: 50-49)

  ج ـ شهرهاي جديد پيوسته

   اين اصطلاح را هاروي پارولوف1 براي توصيف شهرهايي كه در محدوده شهرهاي موجود احداث مي‌شوند به كار برد. در واقع اين الگو در جوار مادر شهر و مجتمع‌هاي بزرگ براي رفع مشكل انباشتگي‌هاي مسكوني آنها ايجاد مي‌شود؛ بنابراين هدف از ايجاد آنها، ساماندهي فضايي و تراكم زدايي از مادر شهر است. اين الگو به دليل قرار گرفتن در محدوده شهرهاي بزرگ تراكم شديد جمعيتي دارد و خيلي سريع توسعه مي‌يابد. (حدود 140 نفر يا بيشتر در هكتار)، در توسعه اين شهرها مسائل اجتماعي و محيط شهري پيرامون آنها نيز نقش مهمي دارد؛ زيرا نقش اين شهرها سرريزپذيري شهر بزرگ مجاور است. (New Towns in America, 1973:30)

   نظريه شهرهاي جديد پيوسته با انباشتگي مسكوني‌اي كه نتيجه مكتب شهرسازي استكهلم است، در كشورهاي اسكانديناوي با تكيه بر اصل تراكم‌زدايي و اصلاح ساختار شهري پايتخت و شهرهاي بزرگ آنها مطرح شد؛ از اين رو آنان را در توسعه پايتخت و شهرهاي بزرگ به كار گرفتند. گذشته از كشورهاي اسكانديناوي، اصول مشابهي تا به امروز در هلند به كار گرفته شده است. هلندي‌ها در آمستردام محله‌هاي جديدي را در رابطه با شبكه متروي شهر طراحي كردند كه از استكهلم نشأت گرفته بود. همچنين در روتردام محله‌هاي جديدي مانند پندرخت1، هوخ فليت2، كاپله3 و غيره طرح‌ريزي شد؛ در سوئد اين طرح براي شهرهاي جديد ولينگي[4]، فارستا[5]، شرهولمن[6] نيز اجرا شد. در دانمارك طرح ايجاد اين شهرها در سال 1957 مطرح و نيز طرح شماي مقدماتي در سال 1961 براي كپنهاك جهت ساماندهي فضايي پايتخت طراحي و اجرا شد.
(New Towns in America, 1973:60-64)

   اين شهرها در ايران بويژه در تهران و اصفهان احداث شده‌اند. به طوري كه مي‌توان گفت بيشتر شهرهاي جديد ايران در اين طيف قرار مي‌گيرند.

 

گونه‌بندي شهرهاي جديد از لحاظ ايجاد عملكرد خاص

  الف ـ شهرهاي جديد مهاجر نشين[7]

   هدف از ايجاد شهرهاي جديد مهاجر نشين، تخليه شهرها با مهاجرت، حفظ تعادل ميان جمعيت و محيط در كلان‌شهرها و بهره‌مندي از نيروي انساني و منابع طبيعي يك ناحيه است. (Dela Gyiox,1972:20)

   شهرهاي جديد مهاجرنشين را مي‌توان بر اساس منشأ عملكرد آنها به پنج طبقه شهرهاي كشاورزي، نظامي، تجاري، مراكز ناحيه‌اي، معدني، بازيابي زمين از دريا تقسيم بندي كرد.

  ب ـ شهرهاي جديد سرريزپذير

   اين شهرها براي خنثي كردن و كنترل رشد شتابان شهرهاي بزرگ و نيز جذب و انتقال بخشي از جمعيت آنها احداث مي‌شود. (Hallm Peter,1992:168) معمولاً براي اين هدف قطب‌هاي رشد جديدي به شكل شهرهاي جديد اقماري، مستقل، موازي دو قلو و غيره احداث مي‌شود.

   راهبرد ايجاد قطب رشد در تعدادي از كشورهاي جهان اجرا شده است؛ مثلاً اين راهبرد در انگلستان براي اجراي سياست تمركززدايي صنعت و جمعيت از لندن به كار گرفته شد. (Liyod,1970:40-59)

  ج ـ پايتخت‌هاي جديد

   پايتخت‌هاي جديد به طور كلي براي تشكيل يك دولت جديد يا انتقال حكومت از مكاني به مكان ديگر احداث مي‌شدند. اين پايتخت‌ها به دلايل متفاوتي احداث شده‌اند كه عبارتند از احداث پايتخت‌ها در مستعمره‌هاي قديمي پس از استقلال؛ تغيير در قلمرو يك ناحيه؛ بي بهره شدن ناحيه از مركز سنتي خود؛ تشكيل دولت جديد به دنبال ائتلاف سياسي؛ انتخاب مكان پايتخت جديد روي زمين بكر (مانند واشنگتن دي. سي براي ايجاد تعادل ايالت‌هاي متحد شمالي و جنوبي و يا كانبرا به علت رقابت ملبورن و سيدني)؛ دور شدن پايتخت از مرزهاي مورد تهديد (سن پترزبورگ)؛ نزديكي به نواحي ويژه (اسلام آباد)؛ سياست ملي براي اجراي توسعه ناحيه‌اي كه سبب توزيع دوباره جمعيت مي‌شود (برازيليا)؛ سياست‌هاي نگرش به بيرون و گسترش مهارتها و فرهنگ جديد به داخل كه در اين الگو پايتخت در مراكز پيراموني احداث مي‌شود و سرانجام در كنار شهر موجود كه در اين حالت نقش شهر موازي را ايفا مي‌كند (راولپندي و اسلام آباد).

  د ـ شهرهاي جديد صنعتي

   اهداف عمده ايجاد شهرهاي جديد صنعتي بدين قرار است: بهره‌برداري از منابع طبيعي ناحيه، راهبرد توسعه منطقه‌اي، ايجاد قطب رشد، اسكان شاغلان بخش صنعت، امكان دسترسي به صنعت، توليد و سرانجام ايجاد محيطي مناسب براي زندگي كارگران و شاغلان بخش صنعت. شهرهاي جديد صنعتي معمولاً به دنبال دوره گذر از جامعه پيش صنعتي به صنعتي ايجاد مي شوند. اين شهرها معمولاً در نزديكي منابع مواد خام احداث مي‌شوند. فاصله مطلوب بين ناحيه صنعتي و محل شهر جديد صنعتي حدود ده تا پانزده كيلومتر است و بين ناحيه مسكوني و ناحيه صنعتي كمربند سبز ايجاد مي‌گردد.

   در اوايل قرن نوزدهم ميلادي آون و فوريه نوعي شهر جديد مبتني بر استقرار صنعت را پيشنهاد كردند؛ اما نظريه پرداز اصلي شهر جديد صنعتي گارنيه است. وي در سال 1917 موفق شد تا اثر بزرگ خود را به نام شهر صنعتي منتشر كند.

   گارنيه موفق شد در سال 1902 بعضي از نظريه‌هاي خود را در زادگاهش، ليون، به مرحله عمل درآورد؛ اما در مجموع نظريه‌هاي وي به علت محدوديت زمين در عمل تأمين نشد.

   در كشورهاي بلوك شرق سابق در اثناي سياست گسترش طبقه كارگر صنعتي نمونه‌اي از شهرهاي جديد صنعتي با الهام از نظريه‌هاي گارنيه ساخته شد. در كشورهاي در حال توسعه شهرهاي جديد صنعتي براي اهدافي چون راهبرد قطب رشد، توسعه منطقه‌اي، كنترل مهاجرت، كاهش فشار جمعيت بر شهرهاي بزرگ و اسكان شاغلان بخش صنعت به كار گرفته شده است.

 

دولت و شهرهاي جديد در ايران

   نقش دولت در ايجاد شهرهاي جديد در ايران در دو مقطع زماني قبل و بعد از انقلاب قابل بررسي است. قبل از انقلاب شهرهاي جديد بيشتر شهرهاي مسكوني و مرتبط با واحدهاي صنعتي و نفتي و بعد از انقلاب به منظور ايجاد نقاطي براي جذب سرريز جمعيتي شهرهاي بزرگ، جلوگيري از ايجاد نقطه هاي جمعيتي خودرو و غيررسمي و غير استاندارد، جلوگيري از آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و ... توسط دولت (مصوبه شماره 108328 ر مورخ 20/4/64) ايجاد شدند كه در زير مورد بررسي قرار مي‌گيرند:

 

شهرهاي جديد قبل از انقلاب اسلامي

   قبل از انقلاب اسلامي شهرهاي جديد بدون برنامه‌ريزي و طراحي و بيشتر در ارتباط با نيازها، سياست‌ها و برنامه‍هاي توسعه صنعت نفت يا برنامه‌هاي صنعتي و به صورت شهرك‌هاي مسكوني ايجاد شدند، شهرك‌هاي نفتي، معدني، صنعتي، مسكوني، تجاري، نظامي و ... همگي از عدم نگرش و بينش اجتماعي در برنامه‌ريزي‌ها و طراحي‍ها دلالت دارد.

   عمده‌ترين اقدامات در اين زمينه به دهه 1340 بر مي‌گردد كه مصادف است با تأسيس وزارت آباداني و مسكن توسط دولت و آغاز تهيه طرحهاي جامع شهري و بسياري قوانين مربوط به توسعه شهري همزمان با تحولات اين دهه، شهرك‌هاي صنعتي و مسكوني در ابعاد و اندازه هاي مختلف، خودجوش يا برنامه‌ريزي شده، ايجاد گرديد و بعدها مجتمع‌هاي شهري جديد در گسترش شهر ادغام شدند كه نمونه‌هاي آن در اطراف تهران و ديگر شهرهاي بزرگ كشور وجود دارد.

   با رشد سريع شهرنشيني و ايجاد شهرك‌ها شايد ايجاد شهرهاي جديدي توسط دولت بوده‌ايم كه نمونه آن‌ها شهرهاي صنعتي، نفتي و معدني است. انديمشك يكي از نقاط جديدي است كه در كنار ايستگاه راه آهن ايجاد شد و بعداً تبديل به شهر گرديد. آبادان، بندر امام خميني، بندر تركمن، شهر جديد دزفول، شهر زرند كرمان، مرودشت فارسي، شوشترنو، سنندج، بانه، پيرانشهر، بناب، اراك، مريوان، سلماس(بعد از زلزله 1310) و شهرك‌هاي اطراف تهران و كرج و ديگر شهرهاي بزرگ، همگي در شرايط رشد شتابان شهري يا ناشي از وقايع غير مترقبه و يا بر حسب ضرورت فعاليت‌هاي جديد به وجود آمدند. تمامي شهرهاي فوق الذكر بدون برنامه جامع و مدون شكل گرفته كه دولت در ايجاد و شكل‌دهي آنها به عنوان شهر نقش تعيين‌كننده داشته است (رهنمايي، 1377 : 24)

   شهر آبادان يكي از شهرهاي جديد ديگر است كه در قرن بيستم با پيش بيني جمعيت 300 هزار نفر با حمايت دولت ايجاد شد. اين شهر داراي محله‌هايي همچون باغ شهرهاي انگلستان است ولي سيما و ريخت شهر از تفاوت‌ها و ناهماهنگي‌هاي اجتماعي _ فضايي حكايت دارد. همچنين تركيب ناموزون جمعيت و قشربندي اجتماعي در كالبد شهر (وجود افراد خارجي و مديران ايراني و جمعيت بومي) مسائل و مشكلات اجتماعي برشماري در پي داشته است. شاهين شهر اصفهان از شهرهاي ديگري است كه بناي اوليه آن با برنامه‌ريزي و طراحي در سال 1355 گذاشته شد. اما اين شهر نيز با مشكلات اجتماعي و فرهنگي فراواني روبروست.

   فولاد شهر اصفهان و هرچند به‌عنوان يكي از بهترين شهرهاي جديد قبل از انقلاب از آن ياد مي‌شود كه با طرح جامع شهر توسط مهندسان شوروي سابق و متخصصان ايراني طراحي و ساخت آن در سال1346 شروع شد ولي نتوانست پاسخگوي تمام مسائل ساكنان باشد، و همانند يك پادگان حيات اجتماعي آن خشك و بي روح است و ساكنان تعلق خاطري به شهر ندارند.

   شهر جديد سرچشمه يك شهر برنامه‌ريزي و طراحي شده نواحي معدني است كه بيش از 70% جمعيت آن را اهالي استان كرمان تشكيل مي دهند. اهالي تعلق خاطري به اين شهر ندارند و همه خود را غريب، ساكن موقت و مسافر مي دانند.

   در مجموع تمامي شهرهاي ايجاد شده توسط دولت قبل از انقلاب و حتي بعد از انقلاب همه نارسائي‌ها و كاستي‍هاي خدماتي، تسهيلاتي، معضلات و مشكلات اجتماعي و فرهنگي بي‌شماري دارند كه طي آن شهرسازي مقدم بر شهرنشيني تحقق يافته است.

 

شهرهاي جديد بعد از انقلاب اسلامي:

   بعد از انقلاب اسلامي با حمايت دولت، تهيه طرح‌هاي توسعه، عمران و حوزه نفوذ شهرها، به جاي طرح‌هاي جامع تصويب شد. از اين پس قرارداد تهيه طرحهاي جديد براي شهرها تحت اين عنوان با مهندسان مشاور و سازمان‌هاي مربوط بسته شد.

   قرارداهايي نيز جهت تجديد نظر در طرح‌هاي جامع قبلي بسته شده و اهداف و سياست‌هاي قبلي مورد تجديد نظر كلي قرار گرفتند. پس از انقلاب طرحهاي شهرسازي به مفهوم فراشهري مطرح شد و طرحهاي جامع شهرستان و اسكان 90 مطرح گرديدند. در داخل شهرها و يا در كنار آنها نيز طرحهاي آماده سازي زمين، طراحي و اجراي بزرگراه‍هاي شهري، طراحي و ايجاد پارك‌ها و فضاهاي سبز و ... مدنظر قرار گرفتند. شايد مهم‌ترين اقدام شهرسازي كه توسط دولت پس از انقلاب انجام گرفت برنامه‌ريزي ايجاد شهرهاي جديد است. (مروجي و مشهدي زاده، سال 1375: 275)

   ساخت شهرهاي جديد بر اساس مصوبه هيأت وزيران در سال 1364 شروع شد. اين شهرها بر اساس برنامه‌ريزي و طراحي از پيش انديشيده توسط دولت ساخته شده است كه وضعيت هر يك از آنها به شرح جدول زير است:


جدول شماره 1: شهرهاي جديد ايران تا سال 1381 (2002 ميلادي) 

نام شهر جديد

نام مادر شهر

فاصله از مادرشهر (كيلومتر)

مساحت (هكتار)

جمعيت پيش‌بيني شده

جمعيت فعلي (نفر)

سال احداث‍ شركت عمران

سال تصويب طرح جامع

تعداد واحد مسكوني

تكميل ‍شده

دردست ساخت و ساز

پرند

تهران

40

1467

80000

280

1369

1377

54

413

هشتگرد

تهران

65

4000

500000

8000

1369

1372

311

5898

پرديس

تهران

25

2000

150000

14000

1370

1374

1437

15800

انديشه

تهران

30

1100

100000

30350

1370

__

3807

11353

لتيان

تهران

10

1100

26000

__

1371

__

__

__

مجلسي

اصفهان

65

3000

140000

4290

1368

1372

1069

707

بهارستان

اصفهان

15

3000

320000

50000

1368

1372

4370

25029

فولادشهر

اصفهان

25

7000

320000

15818

1368

1373

2467

6057

سهند

تبريز

20

3148

90000

5602

1370

1377

384

1458

صدرا

شيراز

15

2040

200000

1500

1370

1374

230

1727

گلبهار

مشهد

40

4000

400000

2200

1369

1372

636

1997

بينالود

مشهد

45

4000

120000

0

1370

1380

__

__

عاليشهر

بوشهر

24

4000

100000

4000

1368

1375

744

394

مهاجران

اراك

28

821

60000

14300

1369

1376

560

30

علوي

بندرعباس

40

3000

100000

0

1369

__

200

100

رامين

اهواز

35

1000

65000

0

1370

__

__

__

رامشار

زابل

35

1000

60000

0

1370

__

__

__

طبس

چابهار

30

1000

100000

0

1370

__

__

__

جمع

__

__

2931000

150340

__

__

16269

70923

 مأخذ: شركت عمران شهرهاي جديد ايران، 1381

 

   مشاهدات و مطالعه‌هاي مقدماتي حاكي از آن است كه خدمات شهري و اجتماعي در اين شهرهاي جديد با حجم جمعيت يا حجم تقاضاي ورود به شهر متناسب نيست. چنين وضعي در شهرهاي جديد انديشه، پرديس و هشتگرد مشاهده مي‍شود.

   ساكنان اين شهرها خدمات مورد نياز را از شهرهاي اطراف تأمين مي كنند.

   در برخي موارد مشاهده شده است كه توقعات مردم در ساماندهي فضاها در مسير نارضايتي نسبت به عمل طراحان و تصميم‌گيرندگان ميل مي‌كند و مردم ميل به زيست يا سكونت در شهرهاي جديد را ندارند.

   به طور كلي شايد بتوان روي محسوس سكه ساماندهي مجتمع هاي زيستي را با تمهيدات مختلف از طريق فيزيكي يا مالي توسط دولت بهينه سازي نمود. اما روي نامحسوس اين سكه يعني مردم، از برخورداري از يك سامان فكري و عملكردي بهينه به دور ماند. از يك طرح به زعم نظريه پردازان جديد شهرسازي، نگراني‌هاي موجود از شيوه‌هاي ساماندهي، از مطلوبيت كيفيت محيط زيست مي‌كاهد و از طرف ديگر، در ظاهر كنوني عملكردهايي نظير بي ‍تفاوتي در مقابل تصميم‌گيري‌ها و حفظ و نگهداري شهرهاي جديد، مي‌تواند بحران‌هاي شهري پيش‌بيني نشده‌اي در آينده به بار آورد.

 

جمع بندي و نتيجه گيري:

   دولت در ايجاد شهرهاي جديد كمتر به ابعاد فرهنگي _ اجتماعي توجه نموده است پويائي حيات اجتماعي شهر جديد، از ساماندهي مناسب فضاهاي كالبدي و ساماندهي فضاها و مراكز اجتماعي آن آغاز مي‌شود. پويا ساختن حيات اجتماعي شهر جديد، مستلزم بررسي و برنامه‌ريزي ايجاد و توسعه مراكز فضاهاي اجتماعي _ فرهنگي و به عبارتي ساماندهي و تجهيز و يكپارچه‌سازي بافت اجتماعي است. عناصر اوليه و شاخص‌هاي اصلي فضاهاي اجتماعي، برگرفته از متن جامعه و از نيازهاي آن، پيام رسان شكل‌گيري حيات اجتماعي به شمار مي‌روند. وجه اجتماعي و توجه به نظريات مردم به شهر جديد هويت و شخصيت مي‌بخشد.

   شكل‌گيري حيات اجتماعي كه حاصل مطالعه، برنامه‌ريزي، طراحي، اجرا و اسكان جامعه شهري است به نيازهاي جامعه پاسخ مي‌دهد. حيات شهري شهرهاي جديد زماني شكل مي‌گيرند كه پاسخگوي تمام نيازهاي يك جامعه شهري باشند. زماني حيات شهري پاسخگوي نيازهاي جامعه و شهروندان آن است كه تمام فضاها و نهادهاي شهري ايجاد شده باشند و به طور يكپارچه كاركرد خود را داشته باشند. به طور كلي :

_ در فرآيند برنامه‌ريزي و طراحي شهري دولت بايد به همان اندازه كه به عوامل فيزيكي و اقتصادي بها مي‌دهد به عوامل اجتماعي و فرهنگي و به نقش افراد ذينفع بها دهد.

_ در مطالعه و طراحي شهرهاي جديد دولت بايد به مطالعات مربوط به تأثير و عملكرد مردم بها داده و آن را از حالت كليشه‌اي خارج كند.

_ مجريان، از تصميم‌گيري به جاي مصرف‌كنندگان خودداري كرده، يا تصميمات خود را به عنوان توليدكننده، براي مردمي كه مصرف‌كننده تلقي مي‌گردند، مطلق نكنند.

_ ساكنان مجتمع‌هاي زيستي جديد براي سامان فضاهاي محل سكونت خود در شوراهاي محلي _ شهري شركت داده شوند.


 

منابع و مأخذ:

1_ اسفندياري، منصور، شهرهاي جديد و افزايش قابليت شهرهاي كنوني، مجموعه مقالات "شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني (جلد دوم)"، اصفهان، انتشارات شركت عمران شهرهاي جديد چاپ اول _ اسفند ماه 1372

2_ ابراهيم زاده، عيسي و نگهبان مروي، محمد. تحليلي بر شهرنشيني و جايگاه شهرهاي جديد در ايران، فصل نامه تحقيقات جغرافيايي، شماره 75، سال 1383

3_ اطهاري، كمال، راهبردهاي توسعه، راهبردهاي شهرسازي و شهرهاي جديد، مجموعه مقالات شهرهاي جديد، فرهنگي جديد در شهرنشيني، شركت عمران شهرهاي جديد چاپ اول، 1369

4_ ماليس. پ، برنامه‌ريزي فيزيكي براي توسعه شهرهاي جديد، ترجمه اصغر ارجمندنيا، نشريه هنرهاي زيبا دانشگاه تهران، شماره 112 سال 1353

5_ رهنمايي، محمد تقي، دولت و شهرنشيني (نقدي بر نظريه عناصر شهري قديم و سرمايه‌داري بهره‌بري هانس بوبك (بخش اول)، فصل نامه تحقيقات جغرافيايي، سال( )

6_ مروجي، دنيا و مشهدي زاده، ناصر. گذري بر تاريخ شهرسازي ايران در دوره جديد از نوسازي و بهسازي شهرها تا ايجاد شهرهاي جديد، مجموعه مقالات كنگره تاريخ معماري و شهرسازي ايران (جلد چهارم) سازمان ميراث فرهنگي كشور، چاپ اول سال 1375

7_ وزارت مسكن و شهرسازي، شركت عمران شهرهاي جديد، عملكرد شهرهاي جديد تا پايان سال 1381

8_ وزارت مسكن و شهرسازي، طرح شهرك‌هاي اقماري، بي تا

 

نوشته شده در ساعت توسط منصور حافظی پور| |


:قالبساز: :بهاربیست:



در بی نهایت - تشریفات - گویا آی تی - تک تمپ - دوصفر هفت | مهم نیوز - گرافیک - وبلاگ