مقدمه اي بر آنارشيسم  اجتماعي

يكي از مفاهيمي كه در فرهنگ ما و نيز بلكه در عالم انديشه سياسي، مورد بدفهمي واقع شده، "آنارشيسم است. آنارشيسم را معمولاً به معناي هرج و مرج و آشفتگي در اوضاع به كار مي‌برند. در حالي كه نه ريشه‌شناسي اين واژه و نه كاربرد آن در اصطلاح طرفداران اين گرايش فكري، اين برداشت را تأييد نمي‌كند. ريشه واژه آنارشيسم   آنارخيا است . به زبان يوناني به معني سر و رييس است و پيشوند منفي‌ساز an كه بر سر آن مي‌آيد، به معني "سروري‌ستيزي" و در اصطلاح انديشه سياسي به معناي "مخالفت با حكومت" است. پس به لحاظ لغوي اين واژه هيچ نسبتي با "هرج و مرج" و بي‌نظمي ندارد.

آنارشيسم اجتماعي

در زبان و تئوري سياسي مقصود از آنارشيسم فلسفه اي است كه قدرت سياسي را به هر شكلي كه باشد نامطلوب مي شمارد و در واقع افراطي ترين شاخة فرد گرائي ميباشد هستة اصلي و مركزي آنارشيسم دشمني با دولت است  آنارشيسم معتقد است که وجود حکومت و دين جهت پيشرفت جامعه انسانی مضر بوده  و بنابراين با از بين بردن حکومت، و برقراری "توافق اختياری و آزاد" بين مردم مي توان به "برابری" و "عدالت" واقعی دسترسی پيدا کرد. و در عين حال هر نوع قدرت سازمان يافتة اجتماعي و ديني را نيز محكوم مي كند آنارشيسم قوانين دولتها را سر چشمة تعرض و منشا شر اجتماعي تلقي مي كند و به همين دليل خواستار از ميان رفتن تمام دولتها به معناي امروزي آن است و به جاي آن هوادار همكاري داوطلبانه مي باشد بنابراين بايد توجه داشت كه آنارشيسم بر خلاف آنچه كه متداول است هرج و مرج طلب نيست و جامعة بدون نظم آرزو نمي كند بلكه به نظامي مي انديشد كه نتيجة همكاري آزادانة افراد باشد كه بهترين شكل آن ايجاد گروههاي خودمختار است زيرا آنارشيستها معتقدند كه انسان ذاتا اجتماعي مي باشد ....

به ادامه مطلب مراجعه کنید

ادامه نوشته

تهنیت

لبخند اولین ماه ولایت

 برآخرین خورشید رسالت

و اهل بیت نبوت

و شما دوستدار راستین سرسلسله امامت مبارک باد

مدیریت وبلاگ