هویت

اغلب صاحبنظران برآنند که تشکیل هویت فرآیندی است که در تمام طول زندگی ادامه دارد، اما به سبب زایندگی ، خلاقیت و نیاز به استقلال در دوره نوجوانی تکوین هویت در این دوره از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

جوان در عصر حاضر با تضادهاو بحرانهای متفاوتی روبه رو می شود و ممکن است در برخورد با این موارد برای مدتی دچار تزلزل در تصمیم گیری ، سردرگمی و بی ثباتی گردد، شناخت این وضعیت و برخورد هوشمندانه با آن موجب می شود فرد از خود آگاهی یافته، تعارضهای موجود را کاهش داده و بهتر بتواند تعهدات و الزامات زندگی اجتماعی خود را پذیرا شود.

اگر چه مسئله هویت از دیر باز مورد توجه اندیشمندان و متفکرین قرار گرفته اما به علت تاکید بر بعد فعالیتهای فردی و اکتسابی افراد در جامعه نوین، این مسئله با رویکردهای جدیدتری مورد مطالعه قرار گرفته است. این مقاله به طور اجمالی به رویکردهای گوهر گرا ، ساخت گرا و رویکردهاي جديدپرداخته است. در حالی که رویکردهای گوهر گرا هویت را فرآیندی تبادلی و تعاملی می دانند و ساخت گرایان بر نقش اجتماع در شکل گیری هویت تاکید می کنند، رویکردهاي جديد از جمله رهيافت هاي  گفتمانی ، پساساختگرایی و پسامدرنیسم نقش هر گونه عامل طبیعی را در شکل گیری هویت انکار کرده و هویت را امری حادث و اکتسابی تلقی می نمایند. ملاحظه می شود که هر یک از رویکردهای مذکور از زاویه ای خاص به مساله هویت پرداخته و وجهی از آن را روشن می سازند و خواننده می تواند با مطالعه مجموع آنها به تصویری   روشن تر و بصیرتی عام تر دست یابد.

 باقی در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

شهرهای جدید در ایران (2)

مکان یابی شهرهای جدید در ناحیه شهری تهران :

 شهرهای جدید در ناحیه ای که به عنوان ناحیه شهری تهران برای مکان یابی شهرهای جدید مطالعه می شود از شمال تا ارتفاعات البرز ، از شرق تا شهرستان دماوند ، از جنوب تا شهرستان ری، از غرب تا شهرستان قزوین است. این ناحیه شهرستانهای تهران ، کرج،ورامین ، ری ، شمیرانات ،ساوجبلاغ ، و شهریار را در بر می گیرد . و 13 هزار کیلومتر مربع ( کمتر از یک درصد مساحت کل کشور ) مساحت دارد.این ناحیه از نظر اقتصادی ، اجتماعی ،رشدجمعیتی مشابه ،راههای ارتباطی و دسترسیهای قدیمی دارای بافت درهم تنیده ای است و به عنوان یک ناحیه واحد همبستگی شناخته می شود. حجم جمعیت آن درطی سالها 1335-1370 9/4 برابر شده است در حالی که جمعیت کل کشور طی همین مدت 6/2برابر افزایش داشته است.(جمعیت  ناحیه شهری از یک میلیون و نهصد هزار نفر در   1335 به نه میلیون و پانصد هزار نفر در سال 1370و میزان شهرنشینی از 6/80 درصد به 92 درصد رسیده است ) طی سالهای اخیر از رشد جمعیت تهران کاسته شده است اما به رشد جمعیت ناحیه شهری تهران افزوده شده است( رشد جمعیت  شهر تهران طی دهه (1335-1365) و (1365-1370) معادل 8/2 و 4/2 درصد بوده است)همچنین 21 درصد کل کشور در ناحیه شهری تهران اسکان یافته اند. به طور کلی با خوش بینی بسیاری می توان اظهار داشت که در سال 1395جمعیت ناحیه شهری تهران به 19 میلیون تا 21 میلیون نفر می رسد طبق محاسبات برای 6میلیون  نفر فضا مورد نیاز است براین اساس 5 شهر جدید پردیس ،هشتگرد ، اشتهارد ،زاویه ، پرند در دستور کار طراحی و احداث برای اسکان مهاجرین وجمعیت  مازاد تهران و شهرهای ناحیه شهری  شدهرفتهارگقرار گرفت باید طبق برنامه دست کم سه میلیون نفر آن به عنوان سرریز جمعیت به این شهرهای جدید هدایت و اسکان یابند.

باقی در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

شهرهای جدید در ایران (1)

شهرهای جدید، اجتماع های برنامه ریزی شده ای هستند که در پاسخ به اهداف از پیش تعیین شده ایجاد می شوند. شهرجدید اجتماعی خود اتکا با جمعیت ومساحت مشخص، فاصله ای معین از مادر شهر، برنامه ریزی از پیش تعیین شده، اهداف معین و همچنین برخوردار از تمام تسهیلات لازم برای ایجاد یک محیط مستقل است (( ,MILTON Keynes partnership 1979 شهرهای جدید عمدتاً برای تمرکز زدایی کالبدی، اقتصادی، اجتماعی در ناحیه شهری شهرهای بزرگ طراحی می شوند این شهرها نقش جذب سرریز جمعیتی، ساماندهی فضایی مادرشهر و ناحیه شهری، بهبود وضعیت محیط کار وزندگی سالم اجتماعی را برعهده دارند. ایجاد شهرهای جدید در دوران پس از انقلاب صنعتی به مثابه گذار از جامعه سنتی به سوی جامعه صنعتی به حساب می آید دردوران گسترش صنعت، ایجاد شهرهای جدید، زمینه ای در حل مشکلات شاغلان بخش صنعت محسوب می شد از همین روی همراه با ایجاد واحدهای صنعتی درشهرهای موجود، ایجاد شهرهای جدید در کنار این شهرها راه حلی برای حل مسائل مربوط به اسکان جمعیت به شمار می آمد. درطول دو قرن اخیر بیشتر شهرها در کنار منابع معدنی و واحدهای صنعتی بزرگ مقیاس ایجاد می شدند تا از این طریق قطب رشدی به منظور تحقق سیاست های توسعه منطقه ای نیز به حساب آیند. در پی این امر، این شهرها به منظور رفاه جمعیت ساکن درخود عملکردی مرتبط با نیازهای روزمره نیز داشته اند.
طرح ایجاد شهرهای جدید دارای سابقه طولانی است درطول قرن بیستم، اتحاد جماهیر شوروی سابق در ایجاد شهرهای جدید صنعتی و بریتانیا درایجاد شهرهای مسکونی پیشرو محسوب می شدند این امر در دوران پس از جنگ جهانی دوم، علاوه برشوروی سابق وبریتانیا درایالات متحده آمریکا، فرانسه و اروپای شرقی گسترش داشته و ایجاد شهرهای جدید درآنها رو به فزونی بوده است درقرن بیستم، کشور انگلستان از جمله اولین کشورهایی است که ایجاد شهرهای جدید را تحت مطالعه و اجرا قرارداد "سرکریستوفررن" و "جان آلین" افرادی بودند که طبق مراحل برنامه ریزی شده، اولین اقدام ها را درزمینه احداث شهرهای انجام دادند. این دونفر برای بازسازی شهرلندن پس از آتش سوری بزرگ آن درسال 1666 تلاش و کمک بسیاری کردند یکی از معروفترین شهرهایی که در آواخر قرن 18 طبق طرحهای مجموعه ای مستقل ساخته شده شهر واشنگتن دی سی پایتخت ایالات متحده آمریکا بود بسیاری از شهرهای جدید در زمان پذیرفته شدن طرح تاسیس شهرهای جدید پس از جنگ در بریتانیا ساخته شده اند. شهرها یی ماندد ""ریشلو" و"رن " درقرن هفدهم و هجدهم در فرانسه و شهر "دهلی نو" پس از جنگ جهانی اول درهندوستان ازآن جمله اند. (ترنر،1383).

باقی در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

حاشيه نشيني و ايجاد مناطق محروم شهري، علل پيدايش و راهكارهاي موجود

در جهان صنعتي امروز پديده مهاجرت، حاشيه نشيني و اسكان غير رسمي در اطراف شهرهاي بزرگ و مناطق محروم شهري امريست اجتناب ناپذير و از جمله چالشهاي مهم فراروي مديريت شهري است.

در دهه هاي اخير، شهرسازان، جامعه شناسان و صاحبنظران مديريت شهري در سدد سامان دادن به اين مشكل برآمده و به روشهاي گوناگون با آن برخورد شده است. در برخي كشورها از جمله فيليپين، اندونزي، مالزي، برزيل و تايلند با استفاده از روش توانمند سازي، بهره جستن از اعتبارات جهاني، تخصيص بخشي از اعتبارات ملي به اين مهم، جلوگيري از مهاجرت بي رويه از طريق عمران و آباداني روستاها، در مهاركردن اين پديده توفيقاتي داشته اند.

باقی در ادامه مطلب

ادامه نوشته

سازوكار هماهنگي در مديريت بحران

سير تحول تاريخ زندگي انسان بر روي كره زمين و فراواني حوادث غير مترقبه طبيعي حاكي از آن است كه احتمال وقوع اغلب بحران ها ي طبيعي كماكان اجتناب ناپذير مي باشد.شايد بشريت پس از طي همه مراحل پيشرفت،درنهايت هيچگاه قادر به حذف برخي ازآنها نظير زلزله،آتشفشان و... نگردد. با وجود اين،امكان كاستن و يا حتي حذف آسيب ها و پيامدهاي نامطلوب و ناگوار ناشي از آنها از طريق پيش بيني ،پيشگيري و سازماندهي مديريت بحران وجود دارد. در چارچوب اين هدف پيش بيني ايجاد سازوكار هما هنگي در مديريت بحران، يكي از مهمترين و اساسي ترين (و شايد منحصربه فردترين) رويكردهاي كاهش تاثيرات و پيامدهاي ناگوار وزيان بار بحرانهاي طبيعي به شمار مي آيد .

سازوكار هماهنگي؛ سازوكاريست كه مانع از اتلاف زمان،سرمايه و اقدامات انساني در لحظات و دقايق بحران شده و كارايي و اثربخشي عناصر مديريت بحران ونيروهاي مردمي را در عمليات امداد ونجات وحتي در مقطع پيش از بحران،اسكان موقت وبازسازي افزايش مي دهد.

با توجه به مساحت زياد كشور ايران ، تعدد وتنوع حوادث طبيعي ؛ مقابله با اين نوع حوادث در اين كشور نوعي سازو كار هماهنگي گسترده،كارا و جامع را مي طلبد. همچنين با توجه به ويژگي نظام برنامه ريزي و اجرايي مبتني بر ساختار بخشي كشور؛ ايجاد سازوكار هماهنگي مديريت بحران درآن از پيچيده ترين و بااهميت نوع سازماندهي به شمارخواهد رفت كه همواره مستلزم استمرار مطالعات ، ارزيابي و بازخورند يافته هاست.

اصل هماهنگي در سازوكار مديريت بحران، در واقع بيان كننده وظيفه مهم و بنيادي كسب همه تركيبات كار سازماني جمعي براي نيل به اهداف و وظايف مديريت بحران است و مراد ار آن عبارت است از؛ مجموعه هايي از سازو كارهاي ساختاري و انساني كه براي تسهيل در امر مقابله با بحران ( به منظور كاهش صدمات و زيانهاي جاني و مالي ) طراحي و به كار گرفته مي شود .

اين مقاله يك برداشت تازه از مطالعه ايست كه توسط نگارنده در چارچوب طرح ملي آمادگي و كنترل سوانح طبيعي با همكاري برنامه عمران ملل متحد (UNDP) و وزارت كشور در دانشكده محيط زيست دانشگاه تهران به انجام رسيده است .

دراين چارجوب نخست، سازوكار هماهنگي مديريت بحران در وضع موجود بررسي وارزيابي مي گردد، سپس با تحليل ومقايسه گونه هاي مختلف سازوكار هماهنگي؛ پيشنهاداتي ساختاري در جهت ايجاد و يا اصلاح سازوكارهاي هماهنگي مديريت بحران كشور ارائه مي شود .

باقی در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری

تعاریف مختلفی از برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری ارائه شده ولی همگی آنها بر نکات مشترکی تأکید دارند.

برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری یعنی ساماندهی مکانی و فضایی فعالیتها و عملکردهای شهری بر اساس خواسته و نیازهای جامعه شهری (سعیدنیا ۱۳۷۸ ص ۱۳ )

برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری به معنی الگوی توزیع فضایی یا جغرافیایی عملکردهای مختلف شهر می‌باشد عملکردهایی چون نواحی مسکونی، صنعتی. تجاری، خرده فروشی و فضاهای تخصیص داده شده برای استفاده‌های اداری، موسسات، نمادهای اجتماعی و گذران اوقات فراغت. (درکوش، ۱۳۶۴ ص۴۵ )

برنامه‌ریزی کاربری اراضی شهری عملی است که طی آن که برای هر واحد زمین، کاربردی خاص تخصیص می دهند، هدف از این برنامه‌ریزی ایجاد برنامه‌ای است که میزان رفاه اجتماعی را با توجه به محدودیت‌ها افزایش دهند.

برنامه‌ریزی کاربری اراضی علم تقسیم زمین و مکان برای کاربردها و مصارف مختلف زندگی می‌باشد. هدف اصلی و اساسی برنامه‌ریزی کاربری زمین استفاده بجا و مناسب و در نهایت آماده سازی زمین جهت مصارف مختلف شهری است، بنابراین در برنامه‌ریزی کاربری زمین بایستی زمین مورد نیاز جهت رسیدن به اهداف آینده برآورد گردد. در واقع برنامه‌ریزی کاربری زمین و مدیریت خردمندانه فضا به منظور بهینه سازی الگوی توسعه فعالیتهای انسان است.

یکی از محورهای اصلی برنامه‌ریزی شهری برنامه‌ریزی کاربری زمین است که همراه با برنامه‌ریزی شبکه ارتباطی، فضای سبز و باز، تاسیسات و غیره استخوان‌بندی اصلی شهر و نحوه توسعه آتی آن را مشخص می‌کند. نحوه رویکرد و چگونگی برنامه‌ریزی کاربری اراضی نه تنها نقض اساسی در کیفیت و کارایی برنامه جامع شهری خواهد داشت، بلکه اساس نظام توزیع فعالیتها، خدمات و سهم سرانه‌ها را تعیین می‌کند بدیهی است موضوع اصلی در برنامه‌ریزی کاربری اراضی، نحوة تخصیص زمین به کاربریهای مختلف و هماهنگ کردن آنها با یکدیگر است که به عنوان برآورد نیازهای فضایی تلقی می‌گردد. (مرکز مطالعات برنامه‌ریزی شهری، ۱۳۸۳ ص ۵۸)

باقی در ادامه مطلب

 

ادامه نوشته

طراحي شهري

 

طراحي شهري فرآيندي است كه به شكل‌دهي فيزيكي بافت‌هاي مختلف شهري و روستايي منجر مي‌شود. طراحي شهري با رويكرد ساختارگرايي به ايجاد اماكن متعدد مي‌پردازد. اين فرآيند طراحي ساختمان‌ها، فضاها و چشم‌اندازها را در برمي‌گيرد و نهايتا جرياني را به راه مي‌اندازد كه به عمران و آبادي شهري كمك مي‌كند

 تعریف طراحی شهری :

طراحی بخشی از هنر سازمان دادن فضای کالبدی است که با رشته های مختلف علمی و هنری مانند برنامه ریزی شهری ,معماری و منظر سازی ,مهندسی فنی ,مهندسی ترافیک و حمل و نقل روانشناسی ,جامعه شناسی واقتصاد سر و کار دارد و در عین حال با سیاست و فرهنگ نیز ارتباط پیدا می کند.پس می بینیم که دامنه ی فعالیتش بسیار گسترده است.

اگر گفته ی مانوئل کستل را بپذیریم که برنامه ریزی عین سیاست است شاید بهتر بتوان حوزه ی فعالیت شهری را مشخص کرد .به نظر جف لوید طراحی طراحی شهری حلقه ی پیوند دهنده ی معماری , معماری منظر, مهندسی به صورت گسترده و برنامه ریزی وبلاخص برنامه ریزی شهری است.این نظریه ای که امروز هم از اعتبار خود برخوردار است.

در تعاریف بالا ما به دنبال جوهر و مفهوم طراحی شهری هستیم چیزی که در شرایط جامعه ی ما نیز مفید واقع می شود . طراحی شهری فعالیت جدیدی نیست . بحثهای فراوانی از قدیم وجود داشته مبنی بر اینکه با شکل گرفتن فضای خصوصی زندگی بشر فضای عمومی نیز شکل گرفته , زیرا انسانها می خواسته اند با هم رابطه داشته باشند و به محض آنکه انسان پا ازفضای خصوصی بیرون می گذارد و در فضای عمومی قرار می گیرد حضور طراحی شهری در تاریخ کالبدی او آغاز می شود.

گستردگی فعالیت طراحی شهری نشان می دهد که این فعالیت مانند یک طرح معماری یا طراحی یک پارک نیست که با طرح مشخصی شروع شود یا پایان پذیرد. یک کار معماری معمولا در جایی شروع می شود و خاتمه می یابد , ملی یک میدان به عنوان عنصری از سازمان فضایی شهر در طول تاریخ تکون می یابد , دگرگون میشود ,تغییر می کند و یا مدام عوض می شود . چنین فضایی می توانداز عهد باستان شروع شود , وسطی را پشت سر گذارد , رنسانس را ببیند و امروز هم بتواند در آن فعالیت و زندگی کند.

دشواری پیش بینی آینده ایجاب می کند که طراحی شهری انعطاف پذیر باشد , بتواند خود را با حرکات ونوسانات و تصمیم گیری ها تطبیق دهد ,اصلاح شود و به قولی مدارا کند.

 حرفه‌اي نو

طراحي شهري يكي از جديد‌ترين حرفه‌هاست كه بيش از 25 سال از عمر آن نمي‌گذرد. بيشتر آن چه كه طراحان شهري ارايه مي‌كنند، (طراحي بافت‌هاي مسكوني) دستاورد حوزه‌هاي شغلي ديگر است. در واقع طراحي شهري يك رويكرد چندگانه نسبت به ساير مشاغل دارد.

 رسالت عمومي

همزمان با شكل‌گيري صنف طراحان شهري، معماران، شهرسازان، طراحان فضاي سبز، مهندسان راه، هنرمندان و طيف وسيعي از مشاغل وفاداري خود را به اين حوزه «طراحي شهري» اعلام كردند.در واقع رسالت اين حوزه‌ها تغيير روند شكل‌دهي فضاهاي پيراموني بود. از جمله مباحث چالش برانگيز ميان اين حوزه‌ها عبارت‌ بودند از:

الف) معماران بايد سواي از طراحي ساختمان‌ها، با موقعيت مكاني بناها هم در ارتباط باشند.

ب) شهرسازان هم بايد با شكل فيزيكي توسعه و گسترش شهرها ارتباط داشته باشند.

ج) طراحان فضاي سبز هم بايد در ابتداي فرآيند طراحي شهري به بررسي و فهم درست از مناطق مورد نظر دست يابند.

د) مهندسان راه هم بايد به جاي تمركز روي مباحث ترافيكي، از مهارت‌هاي خود در ايجاد فضاهاي دلپذير (چه براي سكونت و چه براي مشاهده صرف) استفاده كنند.

 چه اقداماتي در دستور كار طراحان شهري قرار دارد؟

1 _ وسعت ديد دادن به فضاي شهري _ استفاده از ابتكارهايي چند در توليد و بازتوليد محيط‌هاي پيراموني

2 _ طراحي فضاهاي ساخته شده _ از كل شهرها و حومه‌هاي آنها گرفته تا خيابان‌ها و ميدان‌ها ارايه نظرات خود بر چگونگي عمران و احياي شهرها

3 _ تحقيق و تفحص پيرامون مناطق مورد نظر و ساكنان آنها در نظر گرفتن بافت فيزيكي، سياسي، اقتصادي و روان‌شناسي حاكم بر آن مناطق

4 _ تحت تاثير قرار دادن مردم با ابتكارات خود، كمك به آنها در اتخاذ تصميم‌هايي مناسب و ‌آموزش آنها جهت ايجاد مكان‌هاي مطلوب

5 _ توسعه سياستگذاري‌هاي نوين پيرامون ساخت و سازهاي شهري

6 _ مشاور گروهي _ كمك به مردم براي برعهده گرفتن نقش‌هايي پيرامون سازندگي و طراحي حومه‌ها

7 _ ارايه تصاوير گرافيكي _ از طراحي‌هاي كلي و تكنيكي گرفته تا استفاده از آخرين دستاوردها در طراحي‌هاي كامپيوتري

 هدف از طراحی شهری چیست؟

طراحی شهری بخش بسیار مهم و حساسی از هویت شهروندان یک شهر به شمار می رود.بدین معنا که چگونه می اندیشند ،چه امکاناتی در دسترس داشتند و چه متخصصانی نبوغ خود را ارائه دادند تا شهری که در آن زندگی می کنیم ساخته شده است. زمانی که این عوامل را کنار یکدیگر قرار می دهیم تا ترکیبی از یک شهر را ارائه نماییم ،سیمای شهر گویای فرهنگ و نگرش آن جامعه می باشد.معیار فرهنگی ،سلیقه ی شخصی ،تفکر و امکانات نهادهای اجتماعی در یک کشور تعیین کننده ی نمای ظاهری شهری و بالطبع طراحی شهری است.

طراحی شهری از یک سو باید حداقل خدمات و امکانات شهری را به طور یکسان در اختیار کلیه شهروندان قرار دهد و از سوی دیگر تنوع و امکان انتخاب جایگرین متفاوت را برای گروه های مختاپلف جامعه فذهم سازد.

هدف اول مستلزم یکنواختی استانداردها و جامعیت آن می باشد،ولی هدف دوم تنوع استانداردها و به کار گیری تدابیر و راهبردهای متخصصان و افراد ذی صلاح در شهرسازی را ایجاب می نماید.

طراحی شهری در چارچوب کلی فرایند برنامه ریزی و تصمیم گیری جامعه ،نیاز به تشکلات رسمی دارد تا از این طریق ،قشر ها و گروه های فرهنگی جامعه ،نتواند به ارزشها و آرمانهای خود جامه ی عمل بپوشانند و پیشنهاد های طراحی را که نهایتا به صورت سرمایه گذاری شهری ،مرمت ،نوسازی ،بازسازی و ساخت و حفظ بناها در می آید ،بهتر ارائه دهند.

اگر از هر قشر خواسته شود تا نظر خود را در مورد شکل شهر و نقش هشر بیان کند در طراحی شهری ،تنوع ، هماهنگی و زیبایی سیمای شهر و الگوی فعالیت ها به بهترین نحو فراهم می آید وزیرا در این حالت طراحی شهری رفتارهای جمعی خواسته های فرهنگی و هویت گروهی را منعکس می سازد.فرضیه اصلی در این جا این است که طراحی خیال پردازانه با استفاده مشترک از فضا و سهیم شدن در امکانات و دسترسی متعدد به عملکردهای شهری و تنوع در شیوه های زندگی می تواند برخی از تضاد های بارز بین گروه ها را از بین ببرد.

 

طراحی شهری فعالیتی پر هزینه تر از برنامه ریزی شهری می باشد و مستلزم به کار گیری منابع

 کمیاب و متخصصان حرفه ای ماهر است .این نکته حائز اهمیت است که فعالیت های طراحی شهری در جهاتی سوق داده شود که عملکردها و عوامل شکل دهنده ی شهری بیشترین تاثیر را روی رفتار کلی افراد و بافت و فرم شهر داشته باشد.

اشتغال بزرگترين معضل شهرهاي جديد

 

شهرهاي جديد عمدتاً شهرك‌هاي خوابگاهي هستند كه تنها وظيفه اسكان و حل مشكل مسكن كلان‌شهرها را به عهده دارند، ولي همچنان اشتغال مسئله‌اي است كه در كلان‌شهرها به آن پاسخ داده مي‌شود. تنها پيش بيني كه براي اشتغال در اين مناطق شده است كارگاه‌هاي كوچك صنعتي در شهرك‌هاي صنعتي و مهمتر از آن اشتغال ناشي از ساخت و ساز شهرهاي جديد در طول مدت ساخت است، كه اين نوع اشتغال هم پايدار نيست

تفاوت اساسي در ميان شهرهاي جديد در ايران و ديگر نمونه‌هاي ساخته شده در جهان، نحوه ارتباط و تعامل كلان‌شهر با شهرهاي اقماري خود است. اين امر به خصوص در اقتصاد شهر جديد بيشتر خود را نمايان مي سازد. آنچه كه تجربه هاي موفق دنيا در امر ايجاد شهرهاي جديد در برابر ديدگان ما مي گذارد متفاوت با سياست هايي است كه امروزه ما در ايران با عنوان سياست احداث شهرهاي جديد مي شناسيم. در انگلستان كه پيشرو ساخت و احداث شهرهاي جديد در دنيا است پويايي و استقلال اقتصادي براي شهر جديد و يا اقماري اولين نكته اي است كه در برنامه ريزي شهر به آن پرداخته مي شود.

تجربه انگليس در ساخت شهرهاي جديد


تا سال 1950 در بريتانيا 14 شهر جديد ساخته شد كه 8 شهر آن اطراف لندن براي اسكان و اشتغال ناحيه شهري لندن بود. اين تعداد در سال 1971 به 29 شهر و در سال 1973 به 33 شهر رسيد. اين شهرها براي اجراي سياست تمركززدايي، مراكز صنعتي، جذب سرريز جمعيتي از كلان‌شهرها، رشد و توسعه اقتصادي در ابعاد ناحيه‌اي ساخته شدند.
آنچه كه به‌ويژه در لندن با عنوان ايجاد شهرهاي اقماري اتفاق افتاد، ايجاد تعدادي شهرهاي اقماري بودند كه تا حدودي نسبت به لندن از استقلال نسبي برخوردار بودند و پس از طي يك دوره جنيني(انكوباتوري)، از استقلال كاملي نسبت به لندن برخوردار ‌شدند. عملكرد مشابهي نيز بدين صورت در كشورهاي شوروي، هلند و به‌ويژه در فرانسه انجام شد. اين شهرهاي اقماري به لحاظ برخورداري از تمامي‌امكانات اوليه، تأسيسات مناسب خدماتي، اداري و تجاري كه يك شهر كوچك و يا متوسط به آن احتياج دارد، از جايگاه مناسبي قرار داشتند. همچنين ايجاد كارگاه‌ها و كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ در كنار اين شهر‌ها مشكل اشتغال را در شهرهاي جديد مرتفع مي‌كرد.
مهمترين نكته در ويژگي‌هاي اجتماعي يك شهرجديد، ايجاد اشتغال و تنوع آن در شهر است. مسئله‌اي كه در شهرهاي اقماري لندن به آن كاملاً توجه شده است؛ به‌رغم آنكه براي لندن و شهرهاي اقماري آن تردد و سفرهاي روزانه به مراتب ساده‌تر از ايران است و لندن بيش از 14 خط راه‌آهن واصله به شهر دارد، اما با پيش‌بيني خروج صنايع و بسياري از كارگاه‌ها از لندن به سمت حومه و استقرار آن در شهرهاي اقماري اطراف، زمينه لازم براي خروج واقعي جمعيت از لندن را فراهم نمودند. اين در حالي است كه ساكنين شهرهاي جديد علاوه بر در امان بودن از پيچيدگي‌ها و معضلات و مشكلات كلان‌شهرها، به علت نزديكي و حمل‌ونقل آسان امكان دسترسي به شهرهاي بزرگ را نيز داشتند.

اشتغال مهمترين مشكل شهرهاي جديد

اما آنچه كه در كشور ما واقع شد، امري متفاوت با تجربه‌هاي موفق در دنيا بوده است. شهرهاي جديد عمدتاً شهرك‌هاي خوابگاهي هستند كه تنها وظيفه اسكان و حل مشكل مسكن كلان‌شهرها را به عهده دارند، ولي همچنان اشتغال مسئله‌اي است كه در كلان‌شهرها به آن پاسخ داده مي‌شود. تنها پيش بيني كه براي اشتغال در اين مناطق شده است كارگاه‌هاي كوچك صنعتي در شهرك‌هاي صنعتي و مهمتر از آن اشتغال ناشي از ساخت و ساز شهرهاي جديد در طول مدت ساخت است، كه اين نوع اشتغال هم پايدار نيست. صنايع كوچك نيز اگر امكان اجرايي شدن آن باشد، هرچند كه بتواند اشتغال را در شهر جديد تا حدودي تضمين كند، ولي نمي تواند اين امكان را براي شهر ايجاد كند تا رقابت با كلان شهر را از لحاظ اقتصادي داشته باشد. آن‌گونه كه تجربه نشان داده است كارگاه‌هاي كوچك نمي‌توانند سبب ساز پويايي اقتصادي در شهرهاي جديد شود و تعديل جمعيت به صورت موقتي پديدار مي‌شود و در نهايت اين امر به گونه‌اي پيش مي‌رود كه مشكلات كلان‌شهرها همچنان به قوت خود باقي است و مشكلات عديده جديدي نيز براي اين شهرهاي خوابگاهي كه شهرهاي جديد ناميده مي‌شود بوجود آورده است. رابطه كلان‌شهر با شهرهاي اقماري اطرافش در يك فرآيند نامناسب تعريف مي‌شود و به جاي آنكه كلان‌شهر به مانند يك مادر تلاش در جهت رشد و توسعه شهرهاي اقماري اطراف خود را داشته باشد و زمينه استقلال آن را فراهم نمايد تا در بلند مدت خود اين كلان‌شهر تبديل به قطب توسعه شود، با جذب نيروي انساني فعال به خود و عدم ايجاد فرصت‌هاي شغلي در شهرهاي اقماري، امكان تبديل شدن آن به يك محيط پوياي اجتماعي تحت عنوان شهر، را از شهرك‌هاي اقماري اطراف خود سلب مي‌كند و اين تعامل نادرست در سلسله مراتب بعدي نيز باعث پديد آمدن مشكلات ديگري مي‌شود.


نويسنده: سيروس ظهير مالكي


    احداث شهرهاي جديد در كشورهاي مختلف جهان به عنوان يكي از ابزارهاي توسعه و تعادل بخشي فضايي و از جمله راه حل هاي مساله اسكان جمعيت شناخته مي شود.
    
    به بياني ديگر، شهرهاي جديد مجموعه هاي زيستي برنامه ريزي شده اي هستند كه آگاهانه در پاسخ به اهداف از پيش تعيين شده، احداث مي شوند. اين اهداف كه در نهايت خود، جست وجو گر بينش آرمان گرايانه اند، ايجاد سكونتگاه هاي جديد را عمدتادر پيرامون شهرهاي بزرگ مدنظر قرار مي دهند تا_ به نحوي بتوانند معضلات و فشار جمعيتي موجود در آن شهرها را كاهش دهند و به نوعي تعادل فضايي دست يابند.
    
    از زمان احداث نخستين سكونتگاه هاي شهري جديد در آستانه قرن حاضر مبتني بر انديشه هاي «ابنزر هاوارد» و توسعه باغ شهرهاي «ولوين» و «لج ورث» تاكنون در اهداف و گونه شناسي اين مراكز سكونتي، تحولات و دگرگوني هاي زيادي به وجود آمده است كه به نوعي، متاثر از راهبردهاي گوناگون توزيع جمعيت و مبتني بر گوناگوني سياست ها در توسعه شهري و برنامه ريزي منطقه اي بوده است، اما در مجموع، سياست هاي توسعه شهري دو هدف عمده را در احداث و برنامه ريزي شهرهاي جديد دنبال كرده است: نخست، بهبود وضعيت مناطق مادرشهري (متروپل) از طريق تمركززدايي و پخشايش جمعيت در پيرامون آن ها و ديگري توسعه شهري مناطق دور از شهرهاي بزرگ.
    
    در عين حال، تنوع ويژگي اهداف توسعه شهرهاي جديد را طي دوره هاي مختلف مي توان به شرح زير جمع بندي كرد:
    
    تفكر احداث آرمان شهرها
    
    در اين دوره كه مقارن با قرن 18 ميلادي است، توسعه بخش صنعت و رشد جمعيت، بحران زندگي در فضاهاي شهري را به تدريج شكل بخشيدند و در نتيجه اين بحران، تفكر و بينش احداث آرمان شهرها به وجود آمد. اين تفكر به تجزيه و تحليل مسايل شهرهاي موجود بر مبناي ارزش هاي صرف جامعه شناختي، استفاده از محيط كوچك شهري به عنوان جوامع زيستي، حاكميت مالكيت تعاوني بر اراضي و مراكز اقتصادي شهر و فقدان راه حل هاي مناسب براي حل بحران زندگي در شهرهاي بزرگ تاكيد داشت.
    
    تفكر احداث باغ شهرها
    
    بحران زيستي جوامع شهري در اوايل قرن بيستم، منشأ پيدايي و رونق تفكر احداث باغ شهرهاست كه به عنوان تفكري مسلط در اين دوره خودنمايي مي كند و تا آغاز جنگ دوم جهاني ادامه مي يابد. اين تفكر بر ارزش هاي اجتماعي آرمان شهرها، توسعه شهر بر مبناي مالكيت خصوصي به جاي مالكيت تعاوني، تعيين سازوكار مالي براي سرمايه گذاري دولت در احداث و توسعه باغ شهرها و نحوه برگشت سرمايه، محدوديت ظرفيت جمعيتي باغ شهرها و احداث باغ شهرها در حلقه پيرامون شهرهاي بزرگ بدون بررسي ارتباط متقابل آن ها تاكيد دارد.
    
    تفكر احداث شهرهاي جديد پس از جنگ خانمانسوز جهاني دوم در نتيجه آغاز بازسازي ويراني هاي جنگ و ضرورت تامين سكونتگاه هاي تخريب شده آوارگان نضج گرفت و به دنبال آن، نقش شهرهاي جديد به عنوان ابزاري براي سامان دهي مناطق شهري متراكم و به ويژه مراكز سياسي و حكومتي كشورها و توزيع متناسب جمعيت در محدوده پيرامون آن ها تعيين شد.
    
    در كشورهاي سوسياليستي به ويژه اتحاد جماهير شوروي سابق نقش شهرهاي جديد در كنترل رشد شهرهاي بزرگ و تمركززدايي از آن ها و همچنين تامين نقاط بهينه زيستي ديده شد و احداث آن ها در برنامه هاي آمايش سرزمين و برنامه ريزي فضايي در سطح ملي مطرح شد.
    
    شهرهاي جديد بعد از دهه 60
    
    شهرهاي جديد از دهه 60 به بعد بيش تر از قبل به عنوان بخشي از سياست هاي توزيع و اسكان جمعيت و توسعه شهري در سطح ملي مورد توجه قرار گرفتند. نقش و اهداف شهرهاي جديد در اين دوره با وجود تنوع و تعدد آن در سه گروه عمده قابل جمع بندي است; نخست; نقش و اهداف اجتماعي آن به صورت توزيع جمعيت در مناطق مادر شهري و سامان دهي آن، دوم; نقش اقتصادي و يا تشويق توسعه مناطق كم تر توسعه يافته. سوم، نقش و اهداف سياسي يا ايجاد مراكز سياسي-حكومتي و اداري جديد به ويژه در كشورهاي در حال توسعه.
    
    در كتاب «برنامه ريزي شهرهاي جديد» اثر گيدئون گولاني مي خوانيم: «مساله ديگري كه اكثر شهرهاي جديد با آن مواجهند، ساختار اجتماعي-اقتصادي نامتعادل است. اكثر شهرهاي جديد دنيا عمدتاگروه هاي ميان درآمد را به خود جذب كرده اند و از اين زاويه همواره مورد انتقاد قرار داشته اند كه راه حلي براي مشكلات معاصر به ويژه گروه هاي كم درآمد ارايه نمي كند. اين انتقاد در مورد انگلستان حقيقت دارد.»
    
    در عين حال بايد توجه داشت كه «گيدئون گولاني» گزينه هاي الگوي اسكان در شهرهاي جديد را _بر اساس راهبردهاي تمركز و عدم تمركز دسته بندي مي كند و شكل مطلوب را تلفيقي از اين دو راهبرد با توجه به ويژگي هاي اقتصادي-اجتماعي وضعيت جغرافيايي كشورها اعلام مي كند.
    
    اهداف و نقش جمعيتي شهرهاي جديد طي چند دهه اخير در عرصه وسيع تري گاهي در سطح برنامه ريزي ملي مطرح بوده است. البته در برخي از شهرهاي جديدي كه به منظور تمركززدايي جمعيت احداث شده اند.
    
    اهداف اقتصادي نيز از نقش و عملكرد اصلي و تعيين كننده برخوردار است. در اين ميان، تعدادي از شهرها نيز با اهداف سياسي ايجاد شده اند. اما كمابيش از نقش و اهداف اجتماعي آن ها با اهميت بيش تري ياد مي شود و ضمن تاكيد بر زمينه هاي خودكفايي و تنوع اقتصادي شهر، به جنبه هاي اجتماعي و تاثيرات آن بر شكل گيري فضايي شهر توجه بيش تر ي مي شود و قشربندي اجتماعي و گروه هاي ساكن در شهر سهم چشم گيري را در تعيين نقش و عملكرد عمومي شهر ايفا مي كنند.
    
    نقش شهرهاي جديد و اهداف سياستگذاري آن در ايران
    
    در فرآيند برنامه ريزي و تصميم گيري احداث شهرهاي جديد، فكر ايجاد اين شهرها در ايران عمدتادر اثر رشد فزاينده مشكلات شهرهاي بزرگ كشور (تهران و ساير مراكز استان هاي بزرگ) و عدم توانايي آن ها در پاسخ به نيازهاي عمومي تمامي اقشار ساكن اين شهرها به وجود آمد. در اين زمينه، براساس سياست هاي وزارت مسكن و شهرسازي، به عنوان متولي برنامه ريزي توسعه شهرهاي كشور، برنامه ريزي احداث شهرهاي جديد با هدف توسعه اين شهرها در ابعاد مختلف جمعيتي، اقتصادي، كالبدي، زيست محيطي و تسهيلات و تجهيزات زيربنايي بعد از انقلاب طبق مصوبه هيات وزيران با شماره 10832 تاريخ 20 اسفند ماه سال 64 زمينه قانوني يافت. در تحقق اين مصوبه، اهداف كلان زير براي احداث شهرهاي جديد در كشور تعريف شد:
    
    - توزيع مناسب و برنامه ريزي شده جمعيت در منطقه شهري موردنظر از طريق هدايت سرريز جمعيت كلان شهرها به شهرهاي جديد.
    
    - تمركززدايي از كلان شهرهاي منطقه با انتقال برخي از وظايف آن به شهرهاي جديد به گونه اي كه اين شهرها بتوانند نقش حلقه پيوند ميان مراكز جمعيتي كوچك و كلان شهرها را بازي كنند.
    
    - پالايش محيط كلان شهرها و بهبود ارتقاي معيارهاي زيستي و خدماتي در آن ها.
    
    - جلوگيري از بالا رفتن بي رويه قيمت زمين و مسكن، ايجاد نواحي حاشيه نشيني و تخريب اراضي كشاورزي اطراف كلان شهرها.
    
    اهداف خرد احداث شهرهاي جديد نيز به شرح زير قابل توجه است:
    
    - جلوگيري از توسعه بي رويه و كلان شهر شدن شهر مادر.
    
    - انتقال كارگاه ها و صنايع مزاحم و بعضابدون مجوز از شهر مادر به شهر جديد به منظور هدايت و مديريت و كنترل خدمات مورد نياز اين صنايع كه اجراي اين هدف و انتقال واحدهاي توليدي مزاحم از بافت مسكوني شهر مادر كه در حال حاضر در اكثر شهرها مثل تهران مهم ترين مشكل به حساب مي آيد، بسياري از مسايل را حل خواهد كرد.
    
    - جذب سرريز جمعيت از طريق ايجاد كانون هاي اشتغال در شهر جديد.
    
    - جلوگيري از بالا رفتن بي رويه قيمت زمين در شهرهاي مادر و بورس بازي روي زمين به علت توسعه نامحدود شهرهاي مادر.
    
    - پالايش شهرهاي مادر به منظور سازمان دهي توسعه آن ها به صورت منفعل.
    
    - كاهش هزينه اياب و ذهاب از شهرهاي مادر به مناطق صنعتي اطراف آن ها و حذف زمان تلف شده كاركنان مناطق صنعتي مذكور و جابه جايي ساكنان به علت وسعت شهرهاي بزرگ (مادر شهرها.)
    
    - جلوگيري از ايجاد حاشيه نشيني در شهرهاي بزرگ.
    
    - سبك شدن بار ترافيك در داخل شهرهاي مادر.
    
    - احداث محل سكونت در نزديكي محل كار.
    
    - رعايت فواصل شرعي در اياب و ذهاب بين محل كار و سكونت.
    
    - استفاده از اراضي غيرزراعي جهت ايجاد شهرهاي جديد و جلوگيري از تخريب اراضي كشاورزي حومه شهرهاي بزرگ.
    
    - ايجاد اشتغال در شهر جديد و جلوگيري از خوابگاهي شدن آن.
    
    - تنزل بهاي تمام شده واحدهاي مسكوني به علت پايين بودن بهاي زمين با توجه به نسبت هزينه ساخت و قيمت زمين در شهرهاي بزرگ و در نتيجه، امكان صاحب مسكن شدن اكثر مردم.
    
    - جذب سرمايه هاي كوچك مردم از كارهاي واسطه اي به سرمايه گذاري روي مسكن و صنايع و كارگاه هاي توليدي به علت پايين بودن قيمت زمين و حذف سرقفلي هاي كلان در شهرهاي بزرگ.
    
    - كاهش هزينه هاي توسعه تاسيسات زيربنايي شهرهاي مادر.
    
    - آزاد شدن سطوح كارخانجات و كارگاه هاي مزاحم داخل شهرهاي مادر براي تاسيسات مورد نياز زيربنايي شهرها از قبيل فضاهاي سبز، آموزشي، خدماتي و ترافيكي.
    
    -جلوگيري از آلودگي محيط زيست در شهرهاي بزرگ كه در بعضي از شهرها از جمله تهران به صورت خطرناكي درآمده است.
    
    -احداث شهرهاي از پيش برنامه ريزي شده، متناسب با نيازهاي واقعي جامعه.
    
    -امكان كنترل كامل ساخت و سازها در شهرهاي جديد طبق ضوابط مطلوب مطالعه شده.
    
    -پالايش شهر از مشاغل كاذب و مخرب كه _با توجه به توسعه و رشد شهرهاي بزرگ اين قبيل مشاغل رو به ازدياد است.
    
    ايجاد سلسله مراتب شهري در برنامه ريزي شهرهاي جديد و نقش تمركززدايي آن ها
    
    به اين ترتيب، ملاحظه مي شود كه شهرهاي جديد، نه تنها با اهداف كلان خود، نقش اسكان سرريز جمعيتي شهرهاي بزرگ (مادرشهرها) را در كشور به عهده دارند، بلكه در نهايت برنامه ريزي بسامان بخشي و نظام دهي در محدوده اي وسيع تر از محدوده اراضي خود در منطقه شهري مادرشهرها و تمركززدايي از آن ها مي پردازد. به نحوي كه مي توانند به عنوان شهرهاي مياني نيز عمل كنند و در نظام اسكان، نقش نقاط ثقل واسط را ايفا كنند.
    
    در اين زمينه، يكي از ويژگي هاي عمده شهرهاي مياني اين است كه با پذيرش نقش «مركز» نسبت به پيرامون خود، در مقياس منطقه اي، نه تنها موجب رشد خود، بلكه باعث تثبيت بنيان هاي لازمه رشد در منطقه و توسعه حوزه نفوذشان مي شوند. به بياني ديگر، شهرهاي مياني با پذيرش سهم قابل توجهي از عملكرد شهرهاي مركزي در فواصل متناسب پهنه سرزمين، به مثابه وزنه هايي به دور از حوزه كشش و جاذبه شهر مركزي عمل مي كنند و از توانايي تثبيت مجموعه عوامل لازم براي شكوفايي مناطق سرزمين برخوردارند.
    
    البته بايد توجه داشت كه دامنه شهرهايي كه سطوح مياني از سلسله مراتب شهري را مي سازند در كشورهاي مختلف متفاوت است و به الگوي سكونت شهري، سطح توسعه يافتگي و ساختمان اقتصادي كشورهاي مختلف بستگي دارد. با وجود اين، شهرهاي مياني در تمامي كشورها، نقش رابط بين شهر مركزي با ساير نقاط زيستي كوچك منطقه را به عهده دارند و از نظر سلسله مراتب شهري منطقه، زنجيره ارتباطي شهرهاي گروه ماقبل و مابعد خود محسوب مي شوند.
    
    شهرهاي مياني، مجموعابه عنوان شهرهايي كه عدم تناسب ها در سازمان فضايي سرزمين را رفع مي كنند، فواصل غيرمنطقي و فيزيكي و رواني بين سطوح مختلف مراكز جمعيتي از لحاظ مقياس و عملكرد را كاهش مي دهند و موجب تمركززدايي از شهرهاي مركزي مي شوند، شناخته شده اند. اين ويژگي ها، در نهايت، موجب ايجاد و تثبيت نظام سلسله مراتب نقاط زيستي در پهنه سرزمين مي شوند و انتظام در سازمان فضايي منطقه را به وجود مي آورند.
    
    بديهي است چنين انتظامي در درجه اول بايد در سلسله مراتب شهري شهرها شكل بگيرد. در ايجاد اين انتظام، لازم است كه خدمات و مراكز مورد نياز جمعيت آتي شهر و ساير نقاط واقع در محدوده منطقه شهري آن به حد كافي منظور شود. در اين زمينه، خدمات و مراكز پيش بيني شده مورد نياز _نه تنها در سامان دهي فضاي شهر موثرند، حتي در انتقال برخي فعاليت ها از مادرشهرها به شهرهاي جديد نقش بسزايي دارند و مي توانند بخشي از وظايف و عملكرد مادرشهرها را به شهرهاي جديد تفويض كنند.
    
    يكي از وجوه تمايز عمدهشهرهاي جديد با شهرهاي موجود شكل گرفته در گذشته از نظر سلسله مراتب شهري اين است كه بافت شهرهاي موجود در بستر زمان با توجه به يكسري عوامل و نيازهاي دوره خود ايجاد شده است و ممكن است بنا بر نيازهاي موجود، استفاده از آن با مشكلاتي مواجه باشد و يا حتي در صورت نبود مشكلي در استفاده از آن، بايد توجه داشت كه به دليل تبعيت بافت هاي موجود از رشد خودرو آن ها، ايجاد انتظام شهري و اعمال اصول سلسله مراتب شهري در آن ها اگر مقدور نيز باشد، بالطبع به سهولت انجام پذير نخواهد بود. در حالي كه در برنامه ريزي شهرهاي جديد چنين شكلي حاكم نيست و ايجاد انتظام شهري و سلسله مراتب براساس چارچوب كلي برنامه ريزي انجام شده مي تواند تحقق پذيرد. در عين حال، در سازمان دهي شهرهاي جديد بسياري از عناصر شهرهاي قديمي وجود ندارد. سلسله مراتب خدمات و دسترسي هاي آن كاملامتفاوت از شهرهاي موجود است و حتي بسياري از عملكردهاي جديدي كه در شهرهاي قديمي موجود نبوده اند، در شهرهاي جديد قابل پيش بيني هستند. اين امر خود، موجب مي شود كه شهرهاي جديد از چهره و بافت متفاوت تري برخوردار شوند و ويژگي و نمود شهري متمايز شهري را ارايه دهند