شهر وشهر نشيني در اسلام
شهر وشهر نشيني در اسلام
اسلام ازميان اعراب باديه نشين ظهور نمود كه از يك نظام ابتدائی وقبيله اي بر خوردار بودند . شهر هاي عرب درابتدا اردوگاه هاي بزرگ بحساب مي آمدند ، فقط شهر مكه گاهي به دليل مناسكي ساختار شهر ابتداءي به خود مي گرفت . پس از هجرت پيامبر به يثرب در اين شهر تغييرات عمدة ايجاد شد علاوه براينكه مسلمين رانده شده از ديار شان بر جمعيت اين شهر افزوده بود مهمتر ين علت اين تغييرات فرهنگ اسلام بوده است كه زمينه را براي يك زندگي نوين ومتمدن فراهم مي نمود ، پيامبر اسلام بعنوان رهبر مطلق زمام امور اين شهر را به دست گرفت وبرنامه هاي اصلاحي خودرا كه از روشني كاملي بر خوردار بود به دقت پياده نمود كه در زير به برخي از اقدامات آن حضرت درجهت ايجاد يك شهر متمدن اشاره مي¬گردد:
_ يكي از چالش هاي عمده سرزمين جريرة العرب تعصبات قبيله اي بود كه باوجود آن تشكيل جامعه واحد وشهر يكپارچه غير ممكن بود ، پيامبر براي حل اين مشكل همه مسلمانان را به اخوت اسلامي وجمع شدن زير لواي اسلام دعوت نمود واكنش قبايل در قبال چنين دعوت نيز مثبت بود باز چنين دعوتي شكل گيري جامعه واحد و امت منسجم بدور ازهرگونه تعصبات قبيله اي بود. اهميت موطن وسر زمين وبالا رفتن سطح آگاهي جايگزين تعصبات قبيله اي گرديد ، بطوری که از آن پس بجاي شنيدن نام قبايل باعناوين همچون (اهل ) ، ( اهل مدينه ) ، ( اهل طائف ) رو برو هستيم .
_ يكي از برنامه¬هاي تمدن ساز پيامبر اعمال مديريت برشهرها بود حتي در غياب خودش همواره مدير جانشين انتخاب مي نمود ، تا در غياب او امور شهر را رتق و فتق كند ؛ درمورد يمن نيز حضرت همين مدیريت را اعمال مي¬نمود ، كار گزاراني از جانب خود برشهر هاي يمن ، همچون شهرهاي ، زبيد وعدن منصوب نمود ، ونيزعمارة بن حزم انصاري را مامور نجران نمود ومهاجربن ابي اميه محزومي را مامور وصول صدقات شهر صنعا نمود ؛ غالبا اين مديران مستقل از دخالت هاي قبيله اي عمل مي نمودند . چنين برنامه¬هايی در نتيجه، جامعه واحد اسلامي را بدور از تعصبات قبيله اي بوجود آورد ، امت اسلامي بجاي منافع قبيله به منافع سرزميني و ميهني خود مي انديشيدند، و بسياری از قبايل عرب در شهرهاي مختلف ذوب گرديدند ، بطوری كه پس از آن بجاي تفاخر قبيله اي به مردان دانشمند ،فقيه واديب شهر¬هاي خود تفاخر مي نمودند .
شهر مدينه قبل از اسلام وبعد از اسلام
يثرب قبل از اسلام سر زمين مسطحي بود كه اطراف آن زمين هاي حاصل خيز قرار داشت ، اين شهر به محله هاي مسكوني قبايل عرب ويهود تقسيم مي شد كه هر قبيلة از دژهاي مستحكمي بر خور دار بود ، كه درهنگام خطر به آن پناه مي بردند ونيز در محلة قبيلة براي خود بازاري داشتند ونيز قبايل سقيفه هايي بوجود آورده بودند كه نقش تاسيسات ديواني قبايل را ايفا مي نمود ، يهوديان نيز مكتب خانة داشتندكه به كارهاي ديني وسياسي مي پرداختند . پس از هجرت پيامبر اسلام در اين شهر تغييرات ساختاري بوجود آمد و سنگ بناي تمدن اسلامي نهاده شد ، شكل گيري حكومت اسلامي قدرتمند درمد ينه كه توانست تمام قبايل پراگنده رامنسجم وتحت يك پرچم وبصورت يك امت در آورد ازان پس يثرب به يك مركز سياسي ، اداري فعال وقدرتمند ي مبدل گرديد. برنامه عمراني جديد شهر مدينه از همان مكاني آغاز شد كه پيامبر اسكان داشت ، در همين مكان مسجد جامعي بامعماري جديد بناشد واطراف آن خانه هاي به هم متصل احداث گرديد خانة رسول خدا در كنار آن مسجد بنا گرديد ودر آن به طرف مسجد باز مي شد ، افزايش روز افزون مسلمين ايجاب مي نمود كه اين مسجد همواره باگذشت زمان توسعه يابد . براي توسعه شهر مدينه زمينهايی كه انصار به پيامبر هديه مي نموند براي مهاجرين طرح خانه سازي اجرا مي¬گرديد تا اينكه تمام محلات مدينه خصوصا پس از مهاجرت يهوديان كاملا يك پارچه گرديد. در ادامه توسعه شهر مدينه در عصر رسول خدا درهر محله مسجد بناگرديد كه آنها اذان بلال را در مسجد النبي مي شنيدند كه اين امر دال برآنست كه اين محلات پيوسته بوده است ، مسلمين نمازهاي پنجگانه رادر محلات خود مي خواندند لكن نماز جمعه را بطور منسجم درمسجد النبي برپا مي داشتند ونيز براي شهر مدينه ميداني ايجاد شده بود كه به آن مصلي العيد می گفتند زيرا مسلمين در يك حضور همگاني درآنجا نماز عيد را برپامي دا شتند .
بازار شهر مدينه
براساس برنامه توسعة شهر مدينه، پيامبر بازار واحدي رادر اين شهر تاسيس نمود كه بابازار هاي قبلي كاملا متفاوت بود ، تا آن زمان بازار مسلمين با يهوديان مشترك بود كه مسلمين مورد آزار واذيت قرار مي گرفت ، تاسيس بازار مسلمين ضربة جدي رابر اقتصاد يهوديان وارد نمود بطور يكه اعتراضات آنان رابر انگيخت ، پيامبر اسلام نظام بازرسي ونظارت بر بازار را نيز تاسيس نمود ومسؤوليت آن رابه عمر واگذار کرد وخود نيزبه بازار سركشي مي نمود .
خيابان ها و معابير
خيابان ها ومعابير از جمله تاسيسات است كه شريان ارتباطي يك شهر را تشكيل مي دهد ، درشهر مدينه نيز به اين مهم توجه شده بود ، بر اساس روايات تاريخي شهر مدينه داراي شاهراهي بوده است كه ازمسجد جامع شهر تا انتهاي شهر امتداد داشته است ، شهر مدينه داراي دو شاهراه بوده است ، يكي ازمسجد النبي به سمت غرب تاكوه سلع امتداد داشت ، خيابان ديكر از مسجد جامع شروع مي شد وپس از عبور از محله بني عدي و بنی النجار در جهت جنوب امتداد مي يافت تا به قبا مي¬رسيد ،از قبا به سمت شمال خياباني احداث شده بود كه به بقيع ختم مي گرديد ، در دو طرف اين خيابان ها بنا هاي متفاوتي ساخته شده بود ، ونيز از اين خيابان¬هاي اصلي خيابان هاي فرعي زياد به جانب محلات وجود داشت كه آنها را از طريق اين شاهراه به مسجد النبي وصل مي نمود ، طول وعرض اين خيابان هاباتوجه به كار بري آن متفاوت بوده است ، عرض شاه راه ها از مسجد النبي تامصلاي مدينه ( تقريبا 5 كيلومتر ) بود درحالی كه عرض خيا بان هاي فرعی بين 5 ، 6 ، و7 ذرع بوده است .
پادگان نظامي
سپاه اسلام در خارج شهر مدينه مكاني را براي ا ستقرار نيروهاي خود تعيين نمود ، مانند پادگان جرف كه در سه مايلي شمال مدينه قرار داشت ، اين همان پادگاني است كه پيامبر اسلام اسامه بن زيد را مامور نمود كه فرماندهي سپاه اسلام را بعهده گيرد واز آنجا سپاه اسلام را به سمت شام عزيمت دهد ، در جنگ موته ، سپا هيان اسلام در همين پادگان گرد آمدند . اين امر نشان مي دهد كه دفا ع از شهر واز كيان مسلمين يكي از بر نامه هاي مديريتي پيامبر بوده است .
احداث در مانگاه
ايجاد جايگاه مخصوص براي درمان يكي از برنامه هايی بود كه پيامبر بنيانگذارآن بود ، پس از مراجعت آن حضرت از غزوه خندق ايشان دستور داد تا خيمة در مسجد براي درمان بيماران برپا شود ، بعد از پيامبر اين سنت توسط حكام ومردم نيكوكار ادامه يافت . پس از گسترش اسلام ، تمدن اسلامي باتركيبی از تمدن هاي پيش از اسلام در قلمروی كه اعراب فتح نموده بودند ، شكل گرفت . شهرهاي اسلامي در بين النهرين ، در شبه جزيرة هند وتمدن اسلامي اسپانيا تا آواخر قرن شانزده ميلادي تداوم داشت وازاين زمان با اوج گيري وشكوفايی تمدن مسيحي رو به خاموشي رفت .
شهر وشهر نشيني از ديد گاه ابن خلدون
تئوري ابن خلدون در چار چوب واژگان ومفاهيم خاصي تبيين شده است ، بدون شك درك صحيح اين نظريه وابسته به فهم روشن اين واژگان است واژه هاي كليدي ابن خلدون عبارت است از ( عمران) ، ( حضاره ) ، ( بداوه ) ، (حضرالبدو) ، ( عصبيه ) ،( ملك) و ( دولت)،در اينكه مقصود ابن خلدون ازاين واژگان چه معنايی بوده است، ازسوي دانشمندان غربي معادل سازي نيز صور ت گرفته است كه ما به آن نمی¬پردازيم ، لكن به نظر مي رسدكه درميان اين واژه گان ،واژه عمران باشهر بيشتر ارتباط دارد ،خصوصا اينكه اين واژه عمدتا بصورت تركيبي ( عمران بدوي ) و (عمران حضري ) بكار رفته است . براي واژه عمران نمي توان معادل دقيقي در نظر گرفت زيرا مقصود ابن خلدون ازآن مجموعة فعاليت هاي انساني ودستاورد هاي جمعي و فرهنگي است ، بنابر اين نمي توان تمام اين مفاهيم رادريك كلمه جمع نمود. بنابر اين كلمه هاي ، تمدن ، جمعيت، يا فعاليت هاي انساني رابراي عمران به كار مي بريم . كلمه ( بدو) معمولابه معني بيابان ياچادرنشينها بكارمي¬رود لكن ابن خلدون اين واژه رابمعناي عام تر استفاده نموده است ، اومي كويد ؛ اهل بدو روش طبيعي امرار معاش يعني كشاورزي وپرورش حيوانات را برمي گزيدند به تعبير ديگر آنان زندگي ابتدایی وغير متمدنانه دارند. مقصود ابن خلدون ازواژه ( حضر ) زندگي شهري است ، مردم حضر انسان هاي متمدن هستند كه در شهرها زندگي مي كنند وعلاقه مند به وسايل رفاهي وآسايش است وازفرهنگ شهري برخوردار اند درحالیكه فرهنگ ( بدو ) بدوي است. ابن خلدون توسعه شهري را تمدن مي نامد .
رابطه دولت وشهرنشيني ازديد گاه ابن خلدون
ابن خلدون شهرنشيني را سبب پيشرفت انساني و توسعه شهري ميداندو نيزبين دولت وشهر رابطه دو سويه قايل است شکوه هريك به شكوه ديگری مي¬انجامد پايان عمر يكي از آن دو پايان عمر ديگري است ، به عبارت ديكر دولت¬ها، شهرهاوعمران را بوجود مي آوردكه بدون آن رشد شهرها متوقف مي شود يا به ويراني مي انجامد ، متقابلا شهرها پشتوانه محكمي براي دولت خواهدبود زيرا دولت ها براي دوهدف به تاسيس دولت وعمران شهر مي پردازند يكي به منظور لذت و آرامش ، آسايش و تجملات بعدازپايان رنجها ودرگيري ها براي حمايت ازدولت . دوم : براي حمايت ودفاع در برابر دشمنان، زيرا رقباودشمنان همواره برهم زننده آرامش است ازين رو بايد كساني وجود داشته باشند تا در برابر آنان ايستادگي نمايند ، شهرها معمولا درمكاني واقع می¬گردد كه رقبايی براي دولت وجود داشته باشد وشهر پناه گاهي است براي آنان كه به قبايل وگروه هاي مقتدر حمله كند و يا بشورد .
رفاه زدگي شهر نشينان
شهر نشينان علاقه به زندگي تجملاتي وانواع خوش گذراني دارند كه اين امر موجب سقوط تمدن مي گردد ، بنا براين روح شيطاني برآنان سايه افگنده است ، آنان خويشتن داري راازدست مي دهند وبه رفتار وگفتار ناشايست اقدام مي كنند آنها مرتكب رفتار غير اخلاقی وجنایي مي شوند ، آنها به خوردن انواع غذاها و نوشيدني¬ها وكام جويیهاي متنوع جنسي مي پردازند و روابط آنان سبب نابودي نوع بشر مي گردد .
باديه نشيني
باديه نشينان به خيروصلاح نزديك تر اند زيرا آنهااز هرگونه تجملات وخوش گذراني پرهيز مي نمايند وازامور دنيوي به نياز هاي اوليه اكتفامي كنند ، آداب ورسوم آنها بصورت معقول وپسنديده است؛ علاوه براين باديه نشينان با شهامت تراز مردم ساكن شهر هستند ، علت اينست كه مردم شهربه تنبلي عادت كرده اند ، دفاع از زندگي واموال انها به فرماندار وشبه نظاميان سپرده شده است ، اما روستا ييان بايد خود از زندگي شان دفاع كنند وبه همراه خود صلاح حمل كنند ، در نتيجه باديه نشينان از نظر سياسي قدرت بيشتري دارند ومي توانند پادشاهي رابه دست بگيرند .
نقد وبررسي
ابن خلدون نسبت به شهر نشيني ديد بسيار منفي وجبر گرايانه اي دارد ، اوشهر را محيط كاملا فاسد وشيطاني مي¬داند وهيچ جايگاهي براي قانون ونظارت كه مي توانداين فرايند رابه تاخير اندازد قايل نيست ، اونقش حكومت عادلانه وسياست اقتصادي سالم را ناديده گرفته وتنها راه حل آسيب هاي شهر نشيني را تعصب وغلاظ باديه نشيني ميداند . بدون شك فرايند اصلاح وسالم سازي در زندگي شهري امر اجتناب نا پذير است . و نيز شهر نشيني وتوسعة آن نشانة نظم يافتگي زندگي اجتماعي است ، هدف ازآن عقلایي وكار كردهاي ويژه شهر بوده است و اسلام نيز با در نظر داشت چنين كار كرد¬هايی دربارة آن نظر مثبت داشته است ، ازين رو لازم مي دانم كه به مهمتر ين كار كرد هاي شهر اسلامي اشاره نمايم :
1- كار كرد سياسي _ نظامي اين كار كرد به ويژه در پايتخت هاي اسلامي وسپس در امير نشين ها ديده مي شد . شهر هاي پادگاني ازمراكز قدرت به حساب مي آمدند وديوار هاي بلند شهر ها گوياي وجود قدرت درآنها بود . قلعه اصلي شهر محل سكونت خليفه يا حاكم بود وگرداگرد او اشرافيت شهر اعم از نظامي وغير نظامي ساكن بود كه هركدام داراي مريداني نيز بودند ، وجود اشراف سبب بوجود آمدن بافت خاص شهري شده بود ، براي مثال بازار خريد و فروش زمين هاي تمرين و... برخي از شهرهاي اسلا مي مراكز پادگان هاي نظامي بودند ، برخي ديگر ازين شهرها مانند بغداد اهميت سياسي داشتند .
2 – كار كرد ديني كار ديگر شهر هاي اسلامي كار كرد ديني بود ، كه خود را در وجود مسجد جامع وساير مساجد نشان مي داد . مسجد داراي كار كرد آموزشي وفرهنگي وهمچنين كار كردي سياسي بود كه بر گزاري نماز جمعه در اين مورد گوياست ، وجود يك مسجد جامع وزيبا نشانة قدرت وثروت آن شهر وحاكم آن به حساب مي آمد ، هر حاكمي تلاش می¬كرد مسجد بزرگي بهتراز رقباي خود برپا كند با بزرگ شدن شهر تعداد مساجد بيشتر مي شد . وجود مسجد جامع در مر كز شهر نوعي نماد گرایي را نشان ميداد ، بگونة كه شهر را از تقدس وغير تقدس به بخشهايی تقسيم مي نمود . مقدس ترين نقطة شهر طبعا مركز شهر ومحل قرار گرفتن مسجد بود . در اطراف مسجد فضاهاي ديگري همچون مدارس ديني ، دارالحديث ، بيمارستان ها ، محل¬هاي تجمع ديني و... قرار داشت ، بعدازان نوبت به بازار مي رسيد كه ابتدا بازار پارچه ، فرش وعطر قرار داشت . در دور ترين نقطه ودر فاصله زياد ازمسجد آذوقه فروشان ، نجاران ،ونقاشان قرار داشت . سرانجام در خارج شهر، كاروان سراها محل و اطراق تجار خارجي قرار داشت .
3 – كاركرد اقتصادي كار كرد اقتصادي شهر اسلامي در چارچوب بازار ها متبلور مي شد ، شهراسلامي عموما محل تبادل كالاهاي بازرگاني زيادي بود ، اين امر در شهرهايی كه بر سر راه قرار داشتند ويابه لحاظ مركزيت سياسي ثروت بيشتري رادر خود جاي داده بودند تشديد مي شد تبادل كالا بيشتر در مركز شهر قرار داشت كه به نوبۀ خود به بازار هاي مخصوصي بنا برنوع كالا تقسيم مي شد، دليل تمركز يافتگي بازار در مر كز شهر تراكم مشتريان، نبود امكانات ، ونبود جدايی ميان توليد وفروش بوده است ، گرچند كه اين مسئله در شهر ها متفاوت بوده است .
4 - كار كرد مسكوني تراكم وبي نظمي بافت هاي مسكوني تفكيك شده ازبافت هاي تجاري وپيشه وري ، همراه با كوچه هاي تنگ وپيچاپيچ از حصوصيات رايج در شهر هاي اسلامي بوده است ، گرچند كه در شهر هاي خلفاي عباسي خيابان هاي عريض وفضاي باز ايجاد گرديد كه با شهر هاي قرون وسطا تفاوت زيادي داشت اما اين برنامه در دوره¬هاي بعد ادامه پيدا نكرد. معماري اسلامي ، به دليل اقليم سخت اين كشور ها ، عموما يك معماري كار كردي مبتني بر استفادة بهينه از اقليم بوده واين امر خود را چه در فضاسازي بيروني وچه در فضاهاي دروني نشان مي داد . افزون بر اين معماري اسلامي ، عموما يك معماري درون گرا به شمار مي آيد به صورتي كه فضاهاي دروني مساكن در نوعي انفراد نسبت به فضاي بيروني قرار دارد .